– مفهوم سازی فراشناختی

فلاول(1979)، فراشناخت را به عنوان هرگونه دانش یا فرآیند شناختی که در ارزیابی، نظارت یا کنترل شناخت مشارکت دارد تعریف می کند. نظریه ای فراشناختی را ولز(2000) ارائه کرده است که ترکیبی از نظریه های طرحواره و نظریه پردازش اطلاعات بوده و بر باورهایی تاکید می کند که فرد درباره نظام پردازشی خویش دارد. فرآیندهای فراشناختی یکی از ویژگی های شناخت است که می تواند کاربرد ویژه ای در فهم مکانیسم های درگیر در وسواس فکری- عملی داشته باشد. یکی از برجسته ترین سیمایه های وسواس، اشتغال ذهنی بیماران درباره محتوای جریان آگاهی و نیز اشتغال ذهنی آنان با تلاش برای تنظیم این جریان ذهنی است. فراشناخت به بررسی فرایندها و ساختارهایی از شناخت می پردازد که جنبه های مختلف شناخت را بازنگری و کنترل می کند. بنابراین فراشناخت وجهی از نظام پردازش اطلاعات است که محتوا و فرآیندهای خود را بازنگری، تعبیر و ارزیابی می کند. ممکن است باورهای مربوط به فراشناخت در وسواس، غیر دقیق و ناکارآمد باشد؛ و بنابراین افکار بهنجاری که به طور طبیعی در جریان خودآگاهی ایجاد می شود، در عین حال، ممکن است فرایندهای فراشناختی خوب عمل نکنند که نتیجه آن پاسخ های رفتاری معیوب است(پوردن[1] و کلارک، 1993، 2002؛ پوردن، 2004).

 

سبب شناسی بیماران وسواسی از دیدگاه فراشناختی را می توان چنین توضیح داد:

1-بیماران وسواسی بر خلاف افراد سالم که افکار، تصاویر و تکانه های ذهنی نامقبول را طبیعی و خاص همه ذهن ها می دانند، تعبیر نمی کنند، در حالی که آن ها فکر می کنند که این افکار، تصاویر و تکانه های ذهنی نامقبول و فقط خاص ذهن آن هاست.

2-بیماران وسواسی به افکار، تصاویر و تکانه های ذهنی نامقبول خود عینیت و واقعیت می بخشند و به خاطر آن ها خود را سرزنش می کنند و حتی گاه شدیدا دچار احساس گناه می شوند.

3-افراد سالم می دانند که این افکار، تصاویر و تکانه های ذهنی نامقبول، غیر عمدی است و معمولا به ذهن اکثر افراد می آید و خود را مسئول آن نمی دانند ولی بیماران وسواسی بر عکس تصور می کنند که خود مقصر و مسئول این وسواس ها هستند.

4-چون بیماران وسواسی این افکار، تصاویر و تکانه های ذهنی را نامقبول و غیر طبیعی می دانند، در مورد وجود آن ها خود را نگران کرده (فرا نگرانی)و مضطرب می شوند.

مطلب مرتبط :   دیدگاه های مربوط به تاب آوری از نظر روانشناختی

5-و زمانی که خود را از وجود این وسواس ها ترسانده و نگران می کنند، تصمیم می گیرند به هر نحوی شده این وسواس ها را کنترل و یا حذف کنند.

6-بیماران وسواسی به روش های شناختی و عملی سعی می کنند که جلوی وسواس ها را بگیرند، یکی از این روش ها انجام اعمال اجباری و خنثی سازی است و دیگری راهبردهای شناختی مانند سرکوبی، حواس پرتی، جایگزینی فکر متضاد و … است. که معمولا این راهبردها نتیجه عکس می دهد و حتی باعث افزایش وسواس ها می شود(ربیعی و خرم دل،1393).

در تحقیقی که توست(نظرزاده،1393) برای مطالعه حافظه شرح حال و فراشناخت در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی و اضطراب اجتماعی صورت گرفت، افراد مبتلا به وسواس در حافظه نسبت به گروه بهنجار، عملکرد ضعیفی داشتند. همچنین در زمینه فراشناخت، گروه وسواسی عملکرد ضعیف تری در مقیاس کنترل ناپذیری و خطر و مقیاس اطمینان شناختی در مقایسه با افراد بهنجار و اضطراب اجتماعی نشان دادند.

در پژوهشی که به منظور بررسی سیستم های مغزی- رفتاری، باورهای فراشناختی و راهبردهای کنترل فکر در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی صورت گرفت یافته ها حاکی از این بود که باور نیاز به کنترل افکار و راهبرد تنبیه خود، بیشترین همبستگی را با سیستم بازداری رفتاری داشتند. خودآگاهی شناختی، باورهای مثبت درباره ی نگرانی و باورهای مربوط به کنترل ناپذیری و خطر؛ راهبردهای تنبیه خود و نگرانی؛ و سیستم بازداری رفتاری قوی ترین پیش بینی کننده های علائم وسواس بودند.بین باورهای فراشناختی، راهبردهای کنترل فکر و سیستم های مغزی- رفتاری در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری ارتباط معناداری وجود دارد. آشنایی با سطوح فراشناختی و انتخاب راهبردهای کنترل فکر مناسب در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری، می تواند چارچوب ارتباط این اختلال را با سیستم های مغزی- رفتاری مشخص تر سازد(شاره و علیمرادی، 1392).

در تحقیقی که در رابطه با استقلال- وابستگی میدان و باورهای فراشناختی با علائم وسواس در جمعیت غیره بالینی صورت گرفت ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد که بین استقلال- وابستگی با وسواس، همبستگی منفی و بین باورهای فراشناختی با وسواس، همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد و خرده مقیاس های باورهای مثبت درباره ی نگرانی،کنترل ناپذیری درباره ی خطر و خودآگاهی شناختی، قوی ترین پیش بینی کننده های وسواس در جمعیت غیربالینی است. همچنین به نظر می رسد شناسایی و تغییر باورهای فراشناختی مرتبط با کنترل ناپذیری خطر و خودآگاهی شناختی و باورهای مثبت درباره ی نگرانی، باید در درمان اختلال وسواس مورد توجه قرار گیرد(زرین بخش و همکاران، 1392).

مطلب مرتبط :   پیامدهای انگیزه پیشرفت

در پژوهشی که توست(حسن زاده،1392) برای مقایسه مولفه های فراشناختی در نوجوانان با نشانه های وسواس فکری –عملی و بدون وسواس فکری –عملی صورت گرفت، یافته ذها نشان داد که گروه وسواس در مقایسه با گروه بدون وسواس از نظر باورهای فراشناختی تفاوت معنی داری با هم دارند. در نتیجه یافته های پژوهش حاضر از مفهوم بندی فراشناختی اختلال وسواس فکری- عملی حمایت می کند.

در پژوهش که به منظور بررسی ابعاد کمال گرایی و فراشناخت در مبتلایان به اختلال وسواس فکری- عملی و اضطراب اجتماعی صورت گرفت؛ نتایج تحقیق نشان داد، در افراد مبتلا به وسواس فکری- عملی اعاد، معیارهای بالا برای دیگران، نظم و سازمان دهی، نشخوار فکری و همچنین در بررسی ابعاد فراشناختی، بعد خودآگاهی و هدفمندی، نمرات بالاتر را نشان دادند(شکرپور، 1390).

برای ازمون این فرضیه که فراشناخت های کژکار ممکن است یک عامل اسیب پذیری عمومی برای اختلالات اضطرابی باشد،باورهای فراشناختی میان بیماران دارای اختلال وسواسی فکری عملی ،بیماران دارای اختلال وحشتزدگی و افراد گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفت.همبستگی بین باورهای فراشناختی و نشانه های وسواسی و وحشتزدگی نیز مورد بررسی قرار گرفت.نتایج نشان داد که بیماران دارای وسواس فکری عملی و بیماران دارای وحشتزدگی نسبت به گروه کنترل در دو بعد فراشناختی نمره ی بالاتری را کسب کردند: باورهای منفی در مورد نگرانی،نگرانی مرتبط با کنترل ناپذیری و خطر و باور درمورد نیاز برای کنترل افکار.هیچ تفاوتی در نمرات فراشناختی بین گروه وسواسی و گروه وحشت زدگی مشاهده نشد.ان دو بعد فراشناختی با درجه نامصمم بودن در بیماران وسواسی همبستگی مثبت داشت.یافته های این پژوهش حاکی از این بود که وجود فراشناختهای کژکار دربیماران وسواسی حاکی از این است که این چنین باورها ممکن است بیانگر عوامل اسیب پذیری برای اختلال وسواسی باشد و همچنین عناصری باشند که در حفظ این اختلال کمک می کنند (کوچی و همکاران2012).

[1]- Porden