ریشه های تحویلی نگری در علوم از منظر امام (ره) :

حضرت امام (ره) خداقل چهار عامل مهم را برای به وجود آمدن این آسیب بزرگ ذکر می کند :

1-2- انس و علاقه به رشته خاص علمی و غفلت از سایر رشته ها :

ایشان معتقدند وقتی که انسان اشتغال به یک علمی پیدا کرد و تمام توجهش به آن منحصر شد قلب مشغول  آن می شود و دیگر به سایر امور کاری ندارد « لهذا آن چیزهایی که بر خلاف اوست اصلاً ادراک نمی کند ،   همه این ها را بر می گرداند به آن مطلبی که در پیش خودش مسلّم است . از این طرف هم – وقتی که افتاد از این طرف و دیگر غیر از این عالم  ماده چیزی سرش نشد ، ادارکش ناقص بود ، نمی فهمید ، [می گوید]  این ها نمی فهمند چی هست ؛ ادراکشان ناقص است .» (همان،ج3،ص224)

2-2- رویکرد حصرگرایانه در روش و محدود کردن ابزار شناخت و یک ابزار خاص :

حضرت امام (ره) محدودکردن ابزار شناخت  را به یک ابزار خاص ، موجب آن می داند که از سایر ابزار و منابع معرفتی غفلت می شود ؛  چنانچه « مادیون معیار  شناخت در جهان بینی خویش را «حسی» دانسته و چیزی را که محسوس نباشد از قلمرو  علم بیرون می‌دانند ؛ و هستی را همتای ماده دانسته و چیزی را که ماده ندارد موجود نمی دانند . قهراً جهان غیب ، مانند و جود خداوند  تعالی  و وحی  و نبوت و قیامت ، را یکسره افسانه می دانند . در حالی که معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از « حس و عقل » می باشد ، و چیزی که ماده ندارد ، می توان موجود باشد. و همان  طور که موجود مادی به «مجرد» استناد دارد ، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متکی است . » (همان،ج12،ص221)

3-2- عدم شناخت کامل و جامع اسلام :

امام (ره) عدم فهم و تدبر درست در علوم انبیا ء(ع) و اولیاء الهی (ع) و عدم توجه به رسالت اصلی دین مبین اسلام  را موجب آن دانسته که هر طایفه ای اسلام رابه سبک دانش خود تفسیر می کند و از سایر دانش ها خود را بی نیاز بداند . در حالی که اسلام ، به تمام شئون انسان از آن مرتبه پایین ، تا هر درجه ای که بالا برود ، توجه دارد ؛ لذا هم احکام سیاسی و هم احکام معنوی در جهت رشد معنوی انسان و هم احکام اخلاقی برای تربیت های اخلاقی ، خلاصه از قبل از این که اصلاً تولدی در کار باشد تا مردن و در قبر و ما بعد القبر . « اسلام یک حقیقتی است که انسان را در تمام ابعادی که دارد ، چه از بعدهای مادی و چه بعدهای معنوی تا برسد به آنجایی که آنچه در وهم تو ناید  در همه این ابعاد نظر دارد » بنابراین معارف در آن نیز چند بعدی و چند رهیافتی است چون : « اسلام برای این انسانی که همه چیز است ؛ یعنی از طبیعت تا ماورای طبیعت تا عالم الهیت مراتب دارد ، اسلام تز دارد ، برنامه دارد. اسلام می‌خواهد انسان را یک انسانی بسازد جامع ؛ یعنی رشد به آنطور که هست بدهد . حظّ طبیعت  دارد ، رشد طبیعی به او بدهد ، حظّ روحانیت دارد ، رشد روحانیت به او بدهد ؛ حظّ علاقنیت دارد ، رشد عقلانیت به او بدهد ؛ حظّ الهیت دارد ، رشد الهیت به او بدهد . » بنابراین نباید را نباید به یک رشته دانشی خاص محصور کرد . به عبارت دیگر شناخت این جامعیت دین نسبت به همه ابعاد و شئون انسان ، کار یک رشته خاص نیست . ایشان با رد اطلاق اسلام شناسی به یک رشته دانشی خاص ، معتقدند: « اسلام شناس کسی است که این دو مطلب را ، این دو جبهه را ، هم جنبه معنوی را بشناسد هم جبهه ظاهری را ؛ یعنی هم اسلام را بشناسد به آن جهات معنوی که دارد ، و هم اسلام را بشناسد به این جهات مادی که دارد …. . کسی که این دو جنبه را شناخت به اندازه ای که انسان می تواند بفهمد ، این اسلام را شناخته . » (همان،ج4،ص11)

مطلب مرتبط :   انواع استراتژی‌های تنظیم هیجان از نظر گارنفسکی و همکاران

4-2- عدم شناخت صحیح انسان :

به نظر حضرت امام (ره) در یک نگرش عمیق روشن می شود که مشکل اصلی علوم غربی و حتی علوم اسلامی ، عدم مواجهه صحیح با انسان و عدم فهم ابعاد وجودی و شئون اوست . امام (ره ) در این باره می فرماید :« این هایی که ادعا می‌کنند که ما عالم را شناختیم و اعیان عالم را شناختیم ، این ها یک ورق نازل کوچکی از عالم را دیدند و اقناع شدند به همان . آنهایی که می گویند که ما انسان را شناختیم ، این ها یک شبحی از انسان – آن هم نه انسان ، شبحی از حیوانیت انسان – را شناختند و گمان کردند که انسان همین هست . آنهایی که ادعا می کنند که ما اسلام شناس هستیم . این ها هم یک چیزی از این مرتبه نازل اسلام را دیدند و به همین قناعت کردند و گمان کردند که اسلام را شناختند . انسان به مراتبی که دارد ، مرتبه طبیعتش از همه مراتبش نازل تر است ، منتها محسوس ماست . آن چیز چون محسوس ماست . ما که طبیعی هستیم و الان در عالم طبیعت  هستیم ، این محسوس ما را گاهی اشباع می کند . معنونیت نیست الان محسوسات هست.» (همان،ج8،ص434)

بنابراین برای پی ریزی علوم انسانی اسلامی ، می بایست به انسان شناسی  جامع و متقن رسید که به همه ابعاد و شئون آن توجه داشته باشد . چرا که ریشه مباحث اسلام شناسی و علم شناسی حضرت امام (ره) را باید در انسان شناسی ایشان جست و جو نمود.