بعضی از نظریه پردازان علوم اجتماعی نیزدر طبقه بندی رویکرد های هویت، از هویت پیشامدرن ، هویت مدرن و هویت پست مدرن یاد می کنند. فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
هویت پیش مدرن)سنتی):

در جوامع سنتی، هویت همواره اجتماعی وهویت فردی اغلب ثابت وایستا وبر تعریف مشخصی استوار بوده است. در این نظام از جایگاه و موقعیت انسان وچیستی وکیستی او پرسش نمی شده؛ لذا هویت فردی معنا واعتباری نداشته است (مهدی زاده ،۱۳۸۳).

هویت مدرن:

سر آغاز رویکرد مدرن به هویت در پژوهش های آکادمیک ،به آرای ویلیام جیمز در باره خود باز می گردد؛ در رویکرد مدرن به هویت که با ورود به عصر روشنگری در دوران مدرنیته  ومواجه شدن هویت با بحران شکل گرفت، انسان در پیوند با امکانات وسیع وبر دامنه ای که جامعه در اختیار او نهاده، هویت خود را بر می گزیند. در این دوران مساله ای به نام فاعل شناسا یا سوژه مطرح شد وانسان در مرکز کهکشان، ودر تلاشی برای یافتن خویشتن واقعی خود گرفت.
هویت پست مدرن:

در دوران پست مدرن که گسترهای از هویت های تازه وگوناگون سر برآورده، جوامع نیز با شتاب بی سابقه ای در حال چند پاره شدن هستند، داشتن هویت یک پارچه،آگاه ویگانه – که دستاورد فلسفه دکارت بود- برای انسان دشوار وناممکن است (همان منبع).

اصولا پست مدرنیسم به هویت اصالت نمی دهدودر برابر تفاوت، برای هویت ارزشی قایال نیست . هویت به مفهوم عام آن  از نظر پست مدرنیسم برابر با سلطه وکلیت است ودر پی حاشیه ای کردن صداهای مخالف می باشد.آنچه از نظر پست مدرن ها اهمیت دارد همان تفاوت می باشد که خود باعث می شود صداهای حاشیه ای نیز بتواند خود را مطرح سازند ( احمدی ،۱۳۸۸ص۵۴).

 

 

 

 

 

 

  هویت در روانشناسی اجتماعی:  

    خود روانشناسی، در سطح کلی درباره مسیله چگونگی ارتباط «خود شخصی» با محیط اجتماعی به کنکاش می پردازد. نظریه های مطرح شده در اینجا نیز بر تبیین اقدامات فردی در بستر گروهی بویژه بر اساس رویدادها وحالت های ذهنی تمرکز می کند. این گونه نظریه ها در سنت موسوم به (روانشناسی اجتماعی روانشناسانه ) قرار می گیرند. برخی نظریه ها در تلاشند تا موضوع هویت را در هر دو سطح شناخت فردی ورفتار جمعی بررسی کنند. بررسی دلایل روانشناسانه شکل گیری هویت های گروهی یکی از کارهای مهم روانشناسی اجتماعی است که تا حد زیادی به عرصه اجتماعی نزدیک می شود. یکی از موضوعات مهم حوزه روانشناسی اجتماعی ورابطه آن با هویت، موضوع استراتژی شکل گیری هویت است. شکل گیری هویت فرایند ساختن شخصیت متمایز یک فرد به عنوان یک وجود مداوم(معروف به تداوم شخصی) در مرحله خاصی از زندگی است که در آن ویژگی های فردی شخص که به وسیله آنها شناخته می شود شکل می گیرد.این فرایند فرد را برای دیگران وخودش تعریف می کند.احساس تداوم، احساس تک بودن از دیگران واحساس وابستگی، از اجزاءهویت واقعی فرد هستند.فرایند شکل گیری هویت به بروز برخی موضوعات مربوط به هویت شخصی وهویت اجتماعی منجر می شود که فرد بر اساس آنها نوعی درک از خود به عنوان یک وجود مشخص وجداگانه پیدا می کند.

 

هویت در جامعه شناسی وعلوم سیاسی:

مفهوم هویت در جامعه شناسی وعلوم سیاسی به اقدام افراد در عنوان دادن به خود به عنوان اعضاء گروه های خاص(ملت ،طبقه اجتماعی)مربوط می شود. در این جا است که جامعه شناسان ومورخان از هویت ملی کشور خاص نام می برند. مسأله هویت همچنین نقش کارکردی مهمی در جنبش های اجتماعی بازی کرده است جنبش های اجتماعی با تاکید بر هویت گروهی، در پی تقویت های گروه های سرکوب شده سیاسی از راه بهبود احساس اعتماد اعضاء وآشنا سازی جامعه خارجی با گروه اجتماعی بوده اند.

بحث های هویت در جامعه شناسی اهمیت برجسته ای دارد وادبیات بسیار گسترده ای از جمله بسیاری نمایشنامه ها وداستان ها را بوجود آورده است که در آن جستجو برای هویت، موضوع محوری بحث شده است. این بحث ها باعث پیدایش دو اردوگاه میان جامعه شناسان شده است: نگاه خوش بینانه ونگاه بد بینانه.از دیدخوش بین ها، جهان نو فردیت وگزینه های گسترده ای در رابطه با هویت ها ایجاد می کند.بدین گونه، مردم در جهان نو بیشتر به تحقق خود می پردازند، یعنی خودی درونی کشف می کنند که به طور مصنوعی به وسیله سنت، فرهنگ ویا مذهب تعیین نمی شود. در این عرصه فردیت ، خودفهمی، انعطاف پذیری وتفاوت بیشتری به وجود می آید.در نقطه مقابل، بد بین ها، جهان نو را جامعه ای توده ای وسر شار از بیگانگی در نظر می گیرند،که گرایش به سوی چند پارگی،  بی خانمانی، وپوچی دارد وریشه جذب خود وخودخواهی باعث از بین رفتن اقتدار در جهان عمومی می شود. بدین گونه نظریه هویت اجتماعی هم جنبه های روانشناسی وهم جامعه شناسی رفتار گروهی را در بر می گیرد.بنابراین هر فرد در سطح شخصی واجتماعی دارای هویت های گوناگون است. اینکه کدام یک از این هویت ها در یک زمان برای فرد برجسته تر می شود، به بستر اجتماعی بستگی دارد.هویت شخصی زمانی برجسته می شود که بر اساس کنش بین الاشخاصی با دیگران رابطه برقرار می کند. اما در شرایطی نیز که مسأله رابطه گروه خود باسایر گروه ها مطرح است، هویت اجتماعی برجستگی بیشتری پیدا می کند وفرد از خود رفتار گروهی بروز می دهد.

Published on :Posted on