رضایت زناشویی

رضایت زناشویی به عوامل زیر بستگی دارد (نیومن، 1991)

  • سطح تحصیلات بالا
  • پایگاه بالایی اقتصادی ـ اجتماعی
  • تشابه علایق، هوش و شخصیت زن و مرد
  • مراحل اولیه یا مراحل بعدی دوره حیات خانواده
  • هماهنگی روابط جنسی
  • برای زنان، ازدواج دیرتر

سطوح بالاتر تحصیلی و پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی بالاتر شاید به این علت به رضایت بیشتر زناشویی منجر می شود که برخورداری از این عوامل با مهارت های بهتر برای حل مشکل و فشارهای روزمره کمتری همراه است. گرچه بنا بر یکی از باورهای فرهنگی افراد متفاوت به هم جذب می شوند، اما نتایج پژوهش نشان می دهد ه تشابه زوج با رضایت زناشویی همبسته است، شاید به خاطر راحتی بیشتری که افراد مشابه در هم فهمی با یکدیگر و رفتن به دنبال علایق مشترک دارند. رضایت زناشویی در سال های فرزند پروری افت پیدا می کند و وقتی که بچه ها به دنیا نیامده اند و یا وقتی که خانه را ترک می کنند، سطح رضایت زناشویی بالاتر است. شاید افزایش رضایت در این دوران به این علت است که همسران وقت و انرژی بیشتری برای فعالیت های مشترک دارند و موارد تعارض های مربوط به روش ترتیب بچه ها کمتر است. بیشتر پژوهش ها حاکی از تنوع و فراوانی بیشتر از فعالیت های جنسی است، اما تأکید آنها بر این است که رضایت زناشویی بیشتر بسته به وفاق جنسی (هماهنگی یا توافق جنسی) است تا فراوانی فعالیت جنسی (کار، 2004؛ ترجمه پاشا شریفی، 1385).

الگوهای رشد روابط

در یک بررسی در زمینه مسائل عشقی، کیت و للوید (1988) نظریه های روابط پیش از ازدواج را در سه طبقه تقسیم کرده اند:

  1. نظریه سازگاری
  2. نظریه فرآیند روابط بین فردی
  3. نظریه مبادله

نظریه سازگاری

یکی از زمینه های مرتبط با سازگاری، مشابهت و مکمل بودن زوجین است. یکی از رویکردهای این نظریه، رویکرد «محرک ـ ارزش ـ نقش» است (مارستن، 1976). در این رویکرد، خصوصیات سطحی مانند جذابیت های بدنی نسبت به ارزش هایی که قبلاً مهم تر به نظر می رسید از اهمیت بیشتری برخوردار است.

نظریه فرآیند روابط بین فردی

دوک و سانتر 1983، از محققان روابط صمیمی معتقدند «معاشقه زوجین با یکدیگر به اندازه ی سختی تعامل افراد با یکدیگر و به اندازه ی روابط آنان با خانواده و وظایف اجتماعی پیچیده است». یکی از رویکردهای بین فردی مطالعات خود را روی روندی که زوج های مختلف برای ازدواج در آن گام برداشته اند قرار داده است. براساس مطالعات، زوج های بسیاری نقطه نظرات خود را مورد فراز و نشیب های زندگی و تأثیر آن بر روابط آنان توصیف کرده اند. مشخص شد برخی به سرعت روابط خود را با هم مستحکم کرده اند (تحویل شتابان)؛ برخی دیگر به آهستگی و به سختی با همدیگر رابطه برقرار کرده اند (تحویل تأخیری)؛ و برخی دیگر در گام های متوسط رابطه برقرار کرده اند و مشکلات کمی در این راه داشته اند (تحویل متوسط).

مطلب مرتبط :   راهبردهای شکل گیری و تغییر نگرش در فرهنگ اسلامی

نظریه مبادله

در نظریه مبادله کماتی مانند پاداش و ارزش از اهمیت ویژه ای در تحلیل روابط بین افراد برخوردار است. راسبت و دیگران (1983)، الگویی مبتنی بر رویکردهای تبادلی را بنا نهادند: دیدگاه اول این رویکرد عقیده دارد رضایت از روابط، زمانی حاصل می شود که اشخاص پاداش های بزرگ تر و ارزشمندی برحسب آن چه مستحق آن هستند دریافت کنند.

دوم اینکه تعهد افراد به تنهایی با افزایش رضایت از روابط افزایش می یابد و منافع نیروبخش (مانند منابع مالی و هیجانی) از شقوق شایستگی در روابط محسوب می شوند. افرادی که در ایجاد رابطه صمیمی پاداش بیشتری دریافت کرده اند، احساس رضایت و تعهدشان نسبت به همسرشان افزایش یافته است (سورا 1990). با این وجود به نظر نمی رسد پاداش ها پیش بینی کننده های کیفی خوبی باشند. هر اندازه زوجین انرژی و وقت زیادتری را صرف برقراری روابط با یکدیگر کنند (منابع نیروگذاری)، هر دو از این روابط لذت بیشتری می برند (احساس پاداش گرفتن) و رضایت و تعهدشان نسبت به یکدیگر بیش تر می شود.

به نظر می رسد اعتماد، هم یک پدیده ی درون فردی و هم یک پدیده ی بین فردی است. هولمز و رمپل (1989) عقیده دارند زوجینی که از اعتماد بالایی نسبت به هم برخوردارند، به مسائل، ضعف ها و شکست های همدیگر ناآگاه نیستند. بلکه آنان مفهوم بالایی از اعتماد را در نظر دارند و هر کدام می خواهند به حال دیگری مفید و سودمند باشند. اعتماد پایین در روابط زوجین شبیه به نمره ندادن و ایجاد تعامل منفی به جای مثبت است.

تمایلات جنسی

کیفیت رابطه جنس در ایجاد رضایت زناشویی عامل مهمی قلمداد شده است و این کیفیت از ایمنی یا ناایمنی همسران متأثر می باشد. بیشترین لذت فیزیکی متقابل به دلیل خودافشایی های جنسی بالا، در زوج های ایمن دیده می شود. غالب اوقات ایمن ها با هدف نشان دادن علاقه به همسرشان روابط جنسی را طلب کنند (کوپر، 2003). پژوهش ترسی و همکاران (2003) آشکار ساخت که سبک های بی قرار بیش از دیگر سبک ها در پی کسب لذت جنسی از همسرشان می باشند، شاید به این دلیل که بدین واسطه از بی قراری شان کاسته می شود. اسمیت و باس (2000)، می گویند که اجتنابی ها بالاترین نمره منفی را در آزمون «روابط انحصاری» کسب نموده اند (ترجمه بیتا حسینی، 1389، ص 78).

مطلب مرتبط :   تجربیات برتر سنجش و ارزشیابی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

کیفیت زندگی جنسی زوجین، عامل مهم در رضایتمندی ارتباطی و تحت تأثیر دلبستگی ایمن یا ناایمن قرار می گیرد. اگر هر دو زوج ایمن باشند، شروع فعالیت جنسی دو جانبه بوده و نزدیکی و صمیمیت فیزیکی و جسمی لذت بخش است. در ابتدا افراد ایمن آغازگر فعالیت های جنسی می شوند تا عشق خودشان را نسبت به همسرشان نشان دهند (ترسی، شاور، آلبینو و کوپر، 2003).

مکانیسم دلبستگی در روابط زناشویی نوعی از تماس جسمانی است که دلبستگی را از دیگر روابط اجتماعی متمایز می کند. همان گونه که هارلو (1985) ثابت کرد، هم آغوشی یا تماس همراه با آرامش در ایجاد رابطه دلبستگی بسیار مؤثر است. اگر یک رابطه جنسی آزادسازی هورمون را به همراه داشته باشد، که باعث افزایش میل به ایجاد تماس می شود، در نتیجه به طور مؤثری شانس ایجاد دلبستگی هیجانی در رابطه زناشویی را افزایش می دهد (جانسون و ویفن، 1387، ص 65، 97).

بسیاری از افراد مضطرب، ابعاد و جنبه های صمیمیت و محبت جنسی مانند در آغوش گرفتن و نوازش کردن را نسبت به ابعاد و جنبه های صرفاً جنسی آن ترجیح می دهند، در حالی که افراد اجتنابی به اندازه افراد غیر اجتنابی تمایل ندارند از فعالیت جنسی لذت ببرند. تحقیق بر روی افراد در سن بلوغ نشان می دهد که افراد مضطرب از آن جهت آغازگر فعالیت های جنسی می شوند تا همسرانشان را خشنود و راضی کنند، احساس مورد پذیرش و قبول واقع شدن کنند و از طرد و ترک شدن جلوگیری کنند. افراد اجتنابی علی رغم پایین بود لذت و رضایت جنسی شان، نسبت به افراد مضطرب و ایمن، بیشتر طالب فعالیت جنسی ناگهانی و یک شبه هستند (فرالی، 1998). افراد اجتنابی دوست دارند تا در روابط جنسی شان بیشتر غیر انحصاری و به صورت بی قید عمل کنند (اسچانر و شاور، 2002). افراد مضطرب تمایل به ابراز نگرانی در خصوص از دست دادن همسر یا شریک جنسی شان دارند (جانسون و ویفن، 1387، ص 65).