حقوق دیگران و اصول و ارزش‌های جامعه برای وی محترم نخواهد بود .

این مسئله در مورد رفتارهای دینی و روابط معنوی انسان نیز تطبیق پذیر است اگر انسان در تمام دوران کودکی به ارتکاب گناه، انجام کارهای غیر دینی یا حتی به انجام ندادن آنها عادت کند و دستورات مذهبی را نادیده بگیرد ، در زمان بزرگسالی کنار گذاشتن همه آن عادت ها و تقید به احکام دینی ممکن ، ولی بسیار دشوار خواهد بود . ازاین‌رو ، بنا بر روایتی امام علی (علیه‌السلام ) می‌فرماید: « هر که به آداب خداوند مودب شود ، او را به رستگاری جاوید خواهد رساند » (محمدی ری شهری ، ج18،ح161)
و «هرکه مطابق ادب و تربیت خداوند اصلاح نشود طبق ادب خویش نیز درست نخواهد شد »
همچنین پیشوایان اسلامی همواره به دوری کردن و دور کردن دیگران از گناه سفارش و تأکید می‌کرده‌اند . بنابراین جلوگیری از عادت ها و رفتارهای غیر دینی و غیر هنجاری و بی مبالاتی در قبال آنها ،از کارکردهای مثبت عادت به رفتارهای دینی است .
به نظر می‌رسد وجه تشابه و تفاوت دیدگاه اسلامی را با دیدگاه کانت و روسو این چنین می‌توان دریافت . دیدگاه اسلامی از آن جهت که واقعیت و ماهیت دین را فراتر از آن چیز می‌داند که بتوان به آن عادت کرد و یا در دوران کودکی مفاهیم آن را درک نمود ، با دیدگاه کانت یا روسو عادت به هیچ وجه نمی‌تواند دارای نقشی باشد مطابق دیدگاه اسلامی ، عادت همیشه نقش خنثی یا تخریبی ندارد ، بلکه گاهی حتی برعکس می‌تواند دارای نقش مثبت و مطلوب باشد و باعث تقویت تعقل، اراده و تعهد دینی و اخلاقی شود (مطهری، 1371، ج1و2 :39-43). بدین سبب، مهم در تربیت اسلامی این است که تشخیص دهیم و رویکرد عادتی در چه موارد و یا چه شیوه‌ای نتایج مثبت و در چه موارد و با چه شیوه‌ای پیامد منفی دارد . شاید نتوان به این پرسش به سادگی پاسخ داد ، با این حال به طور کلی می‌توان معیارهایی را تعریف و تعیین کرد .
بخش دوم : عمل
نخست لازم است به تمایز “عمل” از”فعل” توجه کنیم. ” فعل ” ، ناظر به تاثیری است که از موجودی نشات می یابد ، خواه مبتنی بر علم و قصد باشد یا نباشد، خواه ناشی از انسان باشد یا حیوان یا جماد (اصفهانی، مفردات). اما ” عمل ” ، فقط به آن دسته از افعال اطلاق می شود که از مبادی معینی نشات یافته باشد(باقری،1387).
مبادی عمل انسان بر سه دسته اند : معرفت،میل و اراده.ترتیب و ترتب این مبادی به این صورت است که نخستین مبدا، معرفت است که آنچه در آن مورد نظر است ، انگاره ، گمان یا باوری است که فرد ، به امری دارد . این انگاره ، گمان یا باور ، ممکن است مستقیما ناظر به عمل باشد، یا به طور غیر مستقیم ( از طریق نظر، استدلال و ملزومات عملی آنها ) به عمل مربوط شود. در مرحله بعدی ، نوبت به مبدا میا می رسد. معرفت فرد به عمل ، میل هایی را در وی بر می انگیزد. در اینجا لازم است میان مفهوم “کشش” و “میل” تفاوت نهیم.منظور از کشش نوعی جهت گیری است که می تواند به طور غریزی در فرد تعبیه شده باشد. از این حیث کشش، می تواند مقدم بر معرفت، در فرد وجود داشته باشد.اما مراد از میل ترجمان کشش به زبان معرفت است.هنگامی که فرد توانایی معرفتی یافت و این توانایی معطوف به کشش های موجود در وی شد،تصویر و تصوری از آنها فراهم می آید و اکنون ، فرد به یاری این تصویر و تصورها، جذبه و گریز می یابد.پس میل ، کشش آمیخته با معرفت ، یا کشش آمیخته با معرفت، یا کشش معرفتی شده است.روشن است که به این معنا ،میل مستلزم معرفت است و از این رو می گوییم که مبدا معرفتی عمل بر مبدا میلی آن مقدم است. هنگامی که در فرد میل های متعدد سر بر آوردند، نوبت به مرحله ی سوم، یعنی اراده می رسد که فرد در آن باید به طرد یا پذیرش میل ها دست زند و میلی را برگزیند و به ان صورت عمل ببخشد(باقری،1387)
نظریه اسلامی عمل
نظریه اسلامی عمل مبنایی انسان شناختی است که بر آیه های قران کریم استوار است.در این نظریه ، عمل انسان به عنوان گرانیگاه ، در تعریف انسان در نظر گرفته شده است. در این نظریه عمل آدمی مبتنی بر سه مبدا شناختی، گرایشی و ارادی است. این سه مبدا باید به ترتیب در انسان به وجود آید تا منجر به عملی از سوی او شود . بر اساس این دیدگاه انسان عاملی است که عمل های صادره از وی را می توان به خود او منتسب ساخت و او را منشا اعمالش دانست و از همین رو او را در مقابل اعمالش مسئول دانست.(بیگی،1392)
به عنوان یک نکته اساسی در این نظریه باید خاطر نشان کرد که “عمل” مفهومی متفاوت با “رفتار” دارد.تفاوت نخست در این است که رفتار بیشتر جنبه بیرونی و محسوس دارد در حالی که عمل، در اندیشه اسلامی ، اعم از بیرونی (جوارحی) و عمل درونی(جوانحی) است. تفاوت دوم این است که تنها بعضی از رفتارهای بیرونی را می توان عمل به حساب آورد، مشروط بر اینکه مبانی معینی زیرساز رفتارها قرار گیرد تا به اعتبار آنها ، عمل نامیده شود (باقری،1388).
در توضیح سه مبنا می توان نکات زیر را در نظر داشت : منظور از مبنای شناختی عمل،آن است که فرد عامل ، تصویر و تصوری از عمل و نتایج مترتب بر ان دارد که این تصورو تصویر می تواند امری متحول و پویا باشد(باقری،1387).
در مبنای گرایشی اشاره به تمایلات و هیجانات فرد در مورد آن عمل است: اعم از آنکه این هیجان ها معطوف به اقدام شوند ( مانند شوق) و یا منجر به پرهیز از عمل شود (مانند ترس)(همان). در اینجا لازم است میان مفهوم “کشش” و “میل” تفاوت قائل شویم . منظور از کشش، نوعی جهت گیری است که می تواند به نحو غریزی در فرد باشد . از این حیث ،کشش ، می تواند قبل از معرفت،در فرد وجود داشته باشد. اما منظور از میل ، ترجمان کشش به زبان معرفت است. هنگامی که فرد ، توانایی معرفتی یافت و این توانایی، معطوف به کشش های موجود در وی شد ، تصویر و تصوری از آنها فراهم می آید و اکنون ، فرد به مدد این تصویر و تصورها فجذبه و گریز پیدا می کند، پس، میل ، کشش آمیخته با معرفت ، یا کشش معرفتی شده است.روشن است که به این معنا، میل مستلزم معرفت است و لذا می گوییم که مبدا معرفتی عمل، بر مبدا میلی آن مقدم است (باقری،اسکندری،خسروی، و اکبری،1374).
مبنای ارادی- اختیاری نیز ناظر بر تصمیم گیری و گزینش فرد در انجام دادن عمل است .به تعبیر دیگر هنگامی عمل تحقق خواهد یافت که علاوه بر وجود تصویر شناختی و هیجان های درونی ، تصمیم و انتخاب نیز در مورد آن تحقق یابد( باقری،1387).
باید به این نکته اشاره کرد که دو مبدا “میل” و “اراده” را نباید یکی دانست.میل از مقوله ی اراده و اختیار نیست. در واقع از اجتماع امیال نیز اراده و اختیار حاصل نمی شود. یکی از تفاوت های میان این دو،آن است که آدمی در میل- از آن حیث که میل است- با ” فعلیتی” همراه است، بی آنکه ” امکان” دیگری برای او مطرح باشد.اما هنگامی که سخن از اراده به میان می آید،امکانی به ظهور می رسد که ناظر به پذیرش یا طرد میل های موجود است. اگر عنصر پذیرش و طرد را حذف کنیم،باید درحیوانات و حتی در یک دستگاه فیزیکی که با آزاد کردن مقدار معینی از انرژی ، انرژی دیگری را مغلوب می سازد نیز بتوان از اراده و اختیار سخن گفت. در دستگاهی که دو انرزی با هم در تزاحم اند ، دو قطب در کارند، اما هنگامی که عنصر پذیرش و طرد یکی از این دو قطب نیز به مجموعه افزوده می شود،سه قطب در کار خواهد بود. این، وجه تمایز اراده و اختیار از کششها و تزاحم میان آنهاست( باقری و همکاران،1374).
با توجه به مبانی سه گانه عمل ، می توان گفت هر جلوه یا حالتی از انسان ، اعم از درونی و بیرونی ،در صورتی عمل محسوب می شوند که مبتنی بر سه مبنای مذکور باشند .به طور مثال حالاتی درونی که به صورت ناخواسته در ما آشکار می شوند، عمل نیستند، مانند بروز ناگهانی حسادت.اما حسادت ورزی از انجا که دراری مبانی سه گانه ی عمل است، جز اعمال آدمی محسوب می گردد( باقری،1388).
این مبانی سه گانه بی ارتباط با یکدیگر نیستند . مبنای شناختی بر هیجان های فرد موثر است. چنان که هیجان ها نیز بر مبنای شناختی تاثیر می گذارند اما نمی توان آن ها را یکی دانست . شناخت، همواره به تصویر و تصوری که از عمل داریم ، مربوط است اما گرایش و هیجان ناظر بر احساساست مثبت و یا منفی در زمینه ی این عمل است ( باقری،1387).
در خصوص مبنای سوم هم می توان گفت شناخت و احساس در تصمیم و انتخاب موثرند چنان که تصمیم و انتخاب نیز به نوبه ی خود بر شناخت و احساس آدمی تاثیر می گذارند. اما تصمیم و انتخاب را نمی توان به شناخت و احساس فروکاست. همان طور که در بالا نیز اشاره شد وجه تمایز اراده و انتخاب آن است که از میان گزینه های متفاوت و متخالف بر گزیده می شوند. وجود تصویرهای شناختی متفاوت و متخالف و وجود گرایش ها و هیجان های متفاوت و متخالف، زمینه ساز اراده و انتخاب است. هنگامی که فرد بر تصویرهای شناختی معین و گرایش ها و هیجان های معینی صحه گذاشت، صرف نظر از انکه مسئولانه و یا غیر مسئولانه باشد مبنای ارادی و انتخابی تحقق یافته است. همین برگزیدن از میان گزینه ، اراده و انتخاب را نشان می دهد( باقری، 1387).البته باید توجه کرد ظهور این مبانی سه گانه می تواند به گونه های متفاوت اعم از مستقیم یا غیر مستقیم رخ دهد به طور مثال ممکن است عملی به صورت اضطراری آشکار شود و در نگاه اول فاقد مبنای اراده و اختیار باشد اما پس از واکاوی دقیق مشخص می شود که اراده و اختیار در پیشینه عمل موجود بوده است که در فرایندی پیچیده به ظاهر مخفی شده است( باقری،1388).

بر همین اساس هر عمل صرف نظر از تاثیری که مابه ازای آن در دنیای خارج است و ان را تاثیر بر محیط می نامیم ، دارای دو اثر دیگر است که در پی آن آفریده می شود. این دو اثر ” اثر بازگشتی نوع اول” و ” اثر بازگشتی نوع دوم” نامیده شده اند. نوع اول ان، ناظر به اثر عمل بر مبادی خودش است. به این معنی که ، هنگامی که فرد برای انجام عملی مبادی ان را یک بار در خود ایجاد کرد و دست به عملی زد، در دفعات بعد گردآوری همین مبادی ، کار ساده تری خواهد بود. به این معنی که مبادی در فرد تحکیم می شوند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بخش سوم: پیشینه پژوهش
پیشینه در داخل کشور :
در پیشینه پژوهشی، پژوهشی که موضوع تحقیق حاضر را به طور مستقل و با پرسش‌های اصلی مطرح شده بررسی کرده باشد انجام نگرفته ، ولی پژوهش‌هایی که به نحوی پیشینه‌ برای بخشی یا کل موضوع محسوب می‌شود، وجود دارد که مهم‌ترین آنها عرضه می‌شود .
در اینجا به بررسی تحقیقاتی که در مورد ، تربیت عادتی، نظریه عاملیت انسان و تربیت پرداخته‌اند ، پرداخته می شود. با توجه به اینکه تحقیقات زیادی در این زمینه انجام گرفته که بررسی آنها از عهده این تحقیق برنمی‌آید لذا ما فقط آنهایی که بخشی یا قسمت‌های زیادی از آن مربوط به تحقیق حاضر است را مورد ارزیابی قرار گرفته است .
1-صبور اردوبادی ، ( 1360 ) در کتاب «نقش تربیتی عادت » ابتدا به بیان نظرات فلاسفه درباره عادت پرداخت و پس از ارائه تعاریف مختلف عادت آن را این‌گونه تعریف نمود . عادت عبارت است از انواع پدیده‌ها و نظرات مختلفی در انسان یا حیوان و یا هر موجود زنده‌ای که بر حسب ماهیت فکر و انفعالات روحی و معنوی، تظاهرات مادی و جسمانی، شکل ظاهری مختلف و متفاوت داشته، ولی در یک مورد همه آنها با هم مشابه مشترکند و آن عبارت است از این که تمام فعل و انفعالاتی که ابتدا به صورت اتفاقی یا ارادی و غیر ارادی به علتی خود به خود ظاهر ، ولی پس از تکرار انواع نوسانات تطبیقی بالاخره تبدیل به عادت می‌شوند و در تقسیم‌بندی عادت انواع عادت را به چهار دسته تقسیم کرد .عادت روحی و معنوی ، عادت عضوی یا عملی (مکانیکی) عادت فطری یا غریزی عادت حیاتی یا بیولوژیکی .
و عنوان می‌کند که هیچ عادتی نمی‌توان پیدا کرد که خارج از چهار دسته اصلی عادات مذکور باشد و بعد به تشریح عادت روحی پرداخت و جنبه‌های مثبت و منفی عادت روحی را بیان کرد ، و در نهایت عادت شکنی در اسلام را بحث می کند و بیان می کند که دین اسلام در صدد شکستن عادت روحی دو روش : وجوب تحصیل علم یا دانش ،(دانستن ) و روش دیگر امر به تعقل و تفکر ورای مبارزه با عادات منفی روحی و پیشگیری به موقع از اثرات سوء و خطرات مشابه آنها در هر مورد و مقامی است .
ارزیابی: مؤلف در این کتاب تعریف جامعی از عادات ارائ

مطلب مرتبط :   دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی درباره روابط اجتماعی

Comments (0):

Write a comment: