ادراک کل و جزء

علاوه بر تفاوت های موجود در مسیرهای ادراکی یادگیری ، تفاوت دیگری نیز در شکل کلی (سبک ) ادراک به صورت « مدرکات کل »[1] و « مدرکات جزء »[2] مشاهده شده است ( گی نس 1958 ) . بدین معنی که برخی از کودکان ظاهرا کلیت[3] یک شیئی را درک می کنند ] هیئت کلی[4] [ ، در حالیکه کودکانی هم هستند که گرایش به تمرکز دقت روی جزییات وقایع دارند و به کل توجهی نمی کنند . این ویژگی ادراکی درست شبیه تفاوت ادراک در مورد نقش و زمینه است به همان نحو که اشتراوس و لتی نن ( 1947 ) درباره برخی از کودکان ضایع مغز به آنها اشاره کردند . بهرحال توانایی دیدن کل و توانایی دیدن اجزاء ، هر دو برای یادگیری کارآمد ضروری هستند . در عملی مثل خواندن نزد کودکان ، هر وقت تکلیف آنها ایجاب کند باید این انعطاف را داشته باشند که از کل به اجزاء حرکت کنند . در یک زمان لازم است که آنها کل کلمه را ببینند ، و در زمان دیگر لازم می آید که جزء کوچکتری را ببینند که آن کلمه را از کلمه دیگر متمایز می کند . برای مثال ، در تمیز بین دو کلمه توپ و توت ، کودک بایستی قادر به دیدن اجزاء کلمه باشد . در عین حال کلمه « اسب » را باید به عنوان یک کل مورد شناخت و تشخیص قرار دهند . کودکانیکه تنها به یکی از این دو جنبه ادراکی تکیه می کنند ، معمولا در یادگیری خواندن دچار مشکل می شوند .

ادراک بینایی

مطالعات بیشماری ثابت کرده اند که ادراک بینایی کاملا با تکالیف آموزشگاهی ، بویژه خواندن ، ارتباط دارد . مولفان و مطالعه گران چندی تعدادی از خرده مهارت های ادراک بینایی را ضروری یافته اند . فراستیگ ( 1968 ) پنج کارکرد ادراک بینایی را تعیین کرده است : تطابق بینایی ـ حرکتی ، ادراک نقش ، ثبات ادراکی ، ادراک وضع در فضا و مکان و ادراک روابط فضایی ـ مکانی .

در مطالعه اعمال تمییز بینایی به منظر پیش بینی پیشرفت خواندن در کلاس اول بارت ( 1965 ) نتیجه گرفت سکه در امر پیش بینی سه عمل تمییز بینایی کمک موثری می کند : توانایی خواندن حروف و اعداد ، توانایی کپی اشکال هندسی ، و توانایی جور کردن کلمات . مطالعه دهیرش[5] ( 1964 ) بهمین سان نشان داد که تعدادی اعمال ادراک بینایی به طور موثری به تهیه شاخص خواندن کمک می کند . این اعمال شامل : پاسخگویی به آزمون گشتالتی بینایی ـ حرکتی بندر ، جور کردن کلمات ، جور کردن حروف ، و بازشناسی کلمه است . جالب است تذکر داده شود که اغلب این پیش بینی ها ف پیش از آنکه به مهارت های ادراک بینایی مربوط شوند به مقوله مهارت های خواندن نزدیکترند .

ادراک شنودی

مسینگ[6] ( 1968 ) هشت مقوله مهارت های ادراک شنودی را از هم تفکیک کرده است که عبارتند از : آگاهی شنودی ، تمرکز شنودی ، نقش و زمینه شنودی ، تمییز شنودی ، حافظه شنودی ، تقطیع شنودی[7] ، یگانه سازی و ترکیب شنودی و بالاخره بازخورد ( کنترل و تصحیح ) شنودی . فلاور[8] ( 1968 ) فراگرد های شنوایی مشابهی را تشخیص داده است : حساسیت شنودی ، دقت شنودی ، تمییز شنودی ، حافظه شن,دی ، ادراک شنودی ، مشکلات متعددی را پیوسته برای طراحی آزمون ها و نیز روش های آموزشی بوجود می آورد .

نخست اینکه هم در آزمون و هم در آموزش ، هر خرده مهارت شنوایی در عمل ، با سایر فراگردهای یادگیری درگیر است . دومین مشکل اینست که بعضی از کودکان که در عملکرد های تحصیلی موفق می شودند در پاسخ به آزمونهای معین شنوایی شکست می خوردند . سوم اینکه بازآموزی یک خرده مهارت شنوایی و ارتباط آن با بهبود وضع تحصیلی آشکارا ثابت نشده است (شهبازی ،1385)…

پژوهش دهیرش ( 1966 ) نشان داد که دو نوع آزمون ادراک شنودی کمک موثری به فراهم شاخص خواندن می کند : آزمون تمییز شنودی و پمن و تقلید آزمون نمونه های بیانی ضبط شده . لازم به تذکر است که این آزمونها فقط ادراک شنودی را مورد ارزیابی قرار نمی دهند ، بلکه سایر فراگردهای یادگیری چون حافظه گذرا را نیز اندازه می گیرند . دیکسترا[9] ( 1966 ) دریافت که پنج نوع آزمون تمییز شنوایی ، کمک موثری در پیش بینی پیشرفت خواندن می کنند : ( 1 ) تمییز بین کلمات محاوره ای که با صداهای یکسان و متفاوت شروع می شوند ؛ ( 2 ) پیدا کردن عناصر قافیه ساز در آخر کلمات ؛ ( 3 ) تشخیص تلفظ صحیح کلمات ؛ ( 4 ) بکارگیری نشانه های شنودی با نشانه های مطلب در تشخیص کلمات نا آشنا ، و ( 5 ) بازشناسی متشابهات و تفاوت ها در حروف دیگری نیز نیازمند است . تحقیق با آزمون ITPA نشان می دهد که کودکان ناتوان در خواندن در سوالات مربوطه به حافظه گذرای شنوایی و اکمال دستوری ضعیف عمل می کنند.

حافظه تقریبا در تمام یادگیری ها نقش اساسی را ایفا می کند . همانطور که گفته شد حافظه به قدرت ذخیره اطلاعاتی مربوط می شود که از طریق حس و ادراک آموخته می شود ؛ و نیز به توانایی بازخوانی آن اطلاعات بهنگام نیاز نیز اطلاق می گردد(علیزاده،1385)…

حرکت:

نقش حرکت در زندگی کودکان موضوع تازه ای نیست . زیرا رشد و تکامل کودک با پیچیدگیهای حرکتی او ارتباط مستقیم دارد . هر چه انسان متکامل تر می شود ، توانایی حرکتی او پیشرفته تر می گردد . در مقابل هر آنچه او  را به سوی عقب ماندگی سوق می دهد ، فقدان یا فقر حرکتی است . ( میرفتاح 1372 ).

حرکت برای هر کودکی لذت بخش است و حتی ممکن است حرکت به تنهایی برا او هدف باشد . هم چنانکه کودک از حرکت لذت می برد جهت هدفش شکل یافته تر می گردد . در طول دو دهه گذشته ، بیشتر نظریه ها و تئوریهای جدید تعلیم و تربیت به موضوع حرکت بویژه حرکت در سالهای قبل از ورود به دبستان اختصاص یافته است . این تحقیقات ، حتی نقش موثر حرکت را در مورد کودکان عقب مانده ذهنی قبل از دبستان ، تایید کرده اند . زیرا تمامی محققین معتقدند در دوره اولیه زندگی ، حرکت به عنوان یک عامل یادگیری ، تربیتی ، پرورشی ، تغییر رفتار کودکان ، دارای نقش موثری ست( میر فتاح 1372 )  .

فعالیتهای ورزشی نه تنها بر روی تواناییهای فردی و اجتماعی کودکان اثر داشته بلکه اندامها و تواناییهای آنها از جمله حس بینایی ، شنوایی ، و چشایی را نیز تقویت می کند ( میر فتاح 1372 )

رشد حرکتی

رشد حرکتی فرآیندی است که پیش از تولد، آغاز شده و در طول دوران جوانی ادامه می یابد. به نظر می رسد که زنجیره های حرکات ابتدایی به لحاظ زیست شناختی مقدر شده اند، زیرا به بلوغ فیزیولوژیک و عصب شناختی، بستگی دارند (آمزوایلگ، 1966، 1984). در مقابل، حرکات مهارتی به ترکیبی از بالیدگی، تجربه و یادگیری وابسته اند (والینا، 1984م). رشد کودکان، تحت تاثیر تعامل عوامل داخلی و خارجی قرار دارد وجود همین تمامل است که روشن می کند، چرا در رفتار و رشد کودکان اختلافات فردی وجود دارد (فیشر و فرار، 1988م).

نمو جسمانی، بالیدگی و فرآیند افزایش سن، مستلزم رشد حرکتی هستند. رشد بدن و دستگاه های مختلف آن، میتواند میزان رشد حرکتی را کنترل نماید، برای مثال هر گاه، کودک به سطح معینی از قدرت برای اجرای مهارت نیاز داشته باشد، اجرای آن موقعی عملی است که دستگاه عضلانی تا سطح مورد نیاز، پیشرفت کند. بالیدگی نیز، مستلزم رشد حرکتی است، زیرا رشد حرکتی کودکان با یکدیگر یا با معیارهای قابل قبول، مقایسه و ارزیابی میشود(نمازی زاده و اصلانخانی، 1377).

 

برخی از عوامل داخلی که در تفاوت میزان رشد حرکتی کودکان سهیم هستند عبارتند از: بلوغ و رشد زیستی (بیولوژیک) ، افزایش ظرفیت شناختی[10]، شخصیت و انگیزش. برای مثال، تغییرات جسمانی در استخوان ها، عضلات و دستگاه قلبی – عروقی باعث میشود که شخص هنگام اجرای مهارتهای ورزشی[11]، قدرت و استقامت بدنی بیشتر و مزیت مکانیکی بهتری داشته باشد (مالینا، 1984م، نوئل، 1984م). تغییرات ساختمان عصبی و بافت مغز، موجب تسریع انتقال تکانه های عصبی و گردآوری اطلاعات حرکتی میشود (توماس، 1984م، توئین، 1977م) این تغییرات، موجب واکنش عصبی سریعتر، توأم با قابلیت اجرای حرکات پیچیده تر میشود. علاوه بر اینها، هر توسعه ای در ظرفیت شناختی کودکان بالیده، اجازه می دهد که توجهشان را بر منابع و مراجع اطلاعات حرکتی مربوط، متمرکز نمایند و این امر، موجب تسهیل یادگیری حرکات و مهارت های پیچیده تر میشود (اشمیت، 1988م؛ توماس، 1984م).

شخصیت و انگیزش کودکان نیز اهمیت زیادی دارد زیرا اگر آنها در مورد مهارت هایشان، احساس رقابت کنند و از آن لذت ببرند، مجموعۀ گسترده ای از حرکات را نسبت به سایر کودکان، انجام خواهند داد. بالعکس کودکان مضطرب و آنهایی که احساس رقابت ندارند، احتمالاً از موقعیت های جدید، دوری می جویند  و بنابراین ، در مهارت های حرکتی از هم ردیفان خود عقب می افتند.

مطلب مرتبط :     برنامه­ درسی اجرا­شده و مبانی آن

سایر عوامل خارجی عبارتند از: تغذیه، بهداشت و آمادگی جسمانی کودکانی که دچار سوء تغذیه یا بیماری یا عدم آمادگی جسمانی هستند، معمولاً به علت خستگی زودرس از تجربه کرن حرکات مختلف، محروم می مانند.

عوامل محیطی خارجی که بر رشد حرکتی اثر دارند شامل، میزان تحریکاتی است که کودک دریافت می کند. میزان تحریکات حرکتی که کودکان دریافت می دارند میتواند، رشد حرکتی آنان را افزوده یا بکاهد. بنابراین، در بعضی کودکان، تاخیر حرکتی (درنگیدگی) آنها از فقر حرکتی سرچشمه می گیرد نه از هر گونه عامل زیست شناختی. عامل مهم دیگر محیطی، مدت زمانی است که کودک بازی میکند یا نوجوان صرف بازی ها، ورزش ها و حرکات ژیمناستیکی می کند. این فعالیت ها اطمینان می بخشند که کودکان مهارتهای حرکتی را تجربه می  کنند و همچنین، باعث شناخت بدنی و کنترل (مهار) حرکتی بیشتر میشود. (علیزاده،1385)..

در تاریخ تمدن ، فیلسوفان و مربیان زیادی را می شناسیم که به اهمیت رابطه فیمابین یادگیری و رشد حرکتی آگاه بوده اند . افلاطون ژیمناستیک را در اولین مرحله تعلیم و تربیت در آموزش حاکم حکیم[12] در مدینه فاضله خود قرار داده است . ارسطو معتقد است که روح بوسیله دو عامل مشخص می شود : حس و ذهن و حدوث حرکت مکانی . اسپینوزا توصیه می کند : « بدن را پرورش دهید تا کارهای زیادی انجام دهد ؛ این امر به شمال کمک خواهد کرد تا ذهن خود را کمال بخشیده و به حد عقلانی اندیشه نایل شوید . .» پیاژه[13] ( 1936 ) به اهمیت یادگیری حسی ـ حرکتی نخستین ، به عنوان قطاعات ساختمان تکامل ادراکی و شناختی پیچیده بعدی تاکید می کند . از نقطه نظر روان شناسی عصبی ، هب[14] ( 1949 ) اهمیت یادگیریهای حرکتی اولیه را به عنوان جزء لاینفک تشکل و ساخت پذیری سلولهای عشاء مغزی تاکید می کند . توجه به رابطه میان یادگیری حرکتی و زبان و رشد شناختی در کار محققان روسی نیز نظیر لوریا[15] ( 1966 ) مشهود است . ازین رو شگفت انگیز نیست که تعدادی از تئوریهای ناتوانیهای یادگیری توجه خود را روی رشد حسی ـ حرکتی و ادراکی ـ حرکتی کودک متمرکز می کنند

مفهوم حسی ـ حرکتی به ترکیب درون داد حواس یعنی دریافت محرکات محیط و برون داد یعنی ابراز آن به صورت عمل حرکتی اشاره می کند . این فراگرد آنچه را که در نظام اعصاب مرکزی کودک رخ می دهد منعکس می کند . آدمی دارای نظام حسی ششگانه ای است که همانند کانال های مکنده ، داده های خام جهان خارج را به درون نظام ادراکی هدایت می کنند . آنها عبارتند از : بینایی ( نمود های عینی ) ، شنوایی ( آوا ) ، لامسه ( تماس ) ، احساس عضلانی ( حس حرکت ) ، بویایی ( بو ) و چشایی ( مزه و طعم ) .

برخی به اصطلاح رشد ادراکی ـ حرکتی تاکید دارند و  فراگرد سازماندهی داده های خام را از راه حواس ، تعبیر و تفسیر مفهوم آن را تحت عنوان « ادراک » مورد توجه قرار می دهند . بدین معنی که اطلاعات ادراکی به پالایش اطلاعات حسی و ادراکی ـ حرکتی نیز به کنش متقابل کانالهای مختلف ادراک با فعالیت حرکتی اطلاق می شوئد (علیزاده،1385)..

در فراگرد یادگیری حرکتی ، کانالهای درون داد متعدد حس یا ادراک با هم یگانه شده و با فعالیت حرکتی همبسته می شوند و این امر بازخوردی ( وجه مهار ) را برای تصحیح ادراکات فراهم می نماید . ازینرو ، در انجام یک فعالیت حرکتی نظیر پشتک زدن ، کودک سطحی را که روی آن ایستاده حس می کند . دارای تن آگاهی در فضاست ، وضعیت بدنش را تغییر می دهد ، تعادلش را نگه میدارد ؛ سطح تشک و دیگر اشیاء را در ارتباط با تغییر وضعیتش مورد ملاحظه قرار می دهد (می بیند )  ؛ صدای افتادن خود را در سطح تشک می شوند ، و آنگاه بدن خود را بمنظور پشتک زدن ـ به طرز معینی حرکت می دهد . در تعلیم و تربیت معمولا روی نظام های بینایی ، شنوایی ، حس حرکت و لامسه تاکید می شود ، و از آن بعنوان عملی ترین راههای رشد حسی ـ حرکتی و ادراکی ـ حرکتی سخن به میان می آید(علیزاده،1385)..  .

[1] Whole perceivers

[2] Part perceivers

[3] Entirely

[4] Entire Gestalt

[5] Dehirsch

[6] Messing

[7] Auditory scanning

[8] Flower

[9] Dykstra

[10] – Gognitive capacity

[11] – Sport skills

[12] Philosopher – king

[13] piaget

[14] hebb

[15] Luria

علاوه بر تفاوت های موجود در مسیرهای ادراکی یادگیری ، تفاوت دیگری نیز در شکل کلی (سبک ) ادراک به صورت « مدرکات کل »[1] و « مدرکات جزء »[2] مشاهده شده است ( گی نس 1958 ) . بدین معنی که برخی از کودکان ظاهرا کلیت[3] یک شیئی را درک می کنند ] هیئت کلی[4] [ ، در حالیکه کودکانی هم هستند که گرایش به تمرکز دقت روی جزییات وقایع دارند و به کل توجهی نمی کنند . این ویژگی ادراکی درست شبیه تفاوت ادراک در مورد نقش و زمینه است به همان نحو که اشتراوس و لتی نن ( 1947 ) درباره برخی از کودکان ضایع مغز به آنها اشاره کردند . بهرحال توانایی دیدن کل و توانایی دیدن اجزاء ، هر دو برای یادگیری کارآمد ضروری هستند . در عملی مثل خواندن نزد کودکان ، هر وقت تکلیف آنها ایجاب کند باید این انعطاف را داشته باشند که از کل به اجزاء حرکت کنند . در یک زمان لازم است که آنها کل کلمه را ببینند ، و در زمان دیگر لازم می آید که جزء کوچکتری را ببینند که آن کلمه را از کلمه دیگر متمایز می کند . برای مثال ، در تمیز بین دو کلمه توپ و توت ، کودک بایستی قادر به دیدن اجزاء کلمه باشد . در عین حال کلمه « اسب » را باید به عنوان یک کل مورد شناخت و تشخیص قرار دهند . کودکانیکه تنها به یکی از این دو جنبه ادراکی تکیه می کنند ، معمولا در یادگیری خواندن دچار مشکل می شوند .

ادراک بینایی

مطالعات بیشماری ثابت کرده اند که ادراک بینایی کاملا با تکالیف آموزشگاهی ، بویژه خواندن ، ارتباط دارد . مولفان و مطالعه گران چندی تعدادی از خرده مهارت های ادراک بینایی را ضروری یافته اند . فراستیگ ( 1968 ) پنج کارکرد ادراک بینایی را تعیین کرده است : تطابق بینایی ـ حرکتی ، ادراک نقش ، ثبات ادراکی ، ادراک وضع در فضا و مکان و ادراک روابط فضایی ـ مکانی .

در مطالعه اعمال تمییز بینایی به منظر پیش بینی پیشرفت خواندن در کلاس اول بارت ( 1965 ) نتیجه گرفت سکه در امر پیش بینی سه عمل تمییز بینایی کمک موثری می کند : توانایی خواندن حروف و اعداد ، توانایی کپی اشکال هندسی ، و توانایی جور کردن کلمات . مطالعه دهیرش[5] ( 1964 ) بهمین سان نشان داد که تعدادی اعمال ادراک بینایی به طور موثری به تهیه شاخص خواندن کمک می کند . این اعمال شامل : پاسخگویی به آزمون گشتالتی بینایی ـ حرکتی بندر ، جور کردن کلمات ، جور کردن حروف ، و بازشناسی کلمه است . جالب است تذکر داده شود که اغلب این پیش بینی ها ف پیش از آنکه به مهارت های ادراک بینایی مربوط شوند به مقوله مهارت های خواندن نزدیکترند .

ادراک شنودی

مسینگ[6] ( 1968 ) هشت مقوله مهارت های ادراک شنودی را از هم تفکیک کرده است که عبارتند از : آگاهی شنودی ، تمرکز شنودی ، نقش و زمینه شنودی ، تمییز شنودی ، حافظه شنودی ، تقطیع شنودی[7] ، یگانه سازی و ترکیب شنودی و بالاخره بازخورد ( کنترل و تصحیح ) شنودی . فلاور[8] ( 1968 ) فراگرد های شنوایی مشابهی را تشخیص داده است : حساسیت شنودی ، دقت شنودی ، تمییز شنودی ، حافظه شن,دی ، ادراک شنودی ، مشکلات متعددی را پیوسته برای طراحی آزمون ها و نیز روش های آموزشی بوجود می آورد .

نخست اینکه هم در آزمون و هم در آموزش ، هر خرده مهارت شنوایی در عمل ، با سایر فراگردهای یادگیری درگیر است . دومین مشکل اینست که بعضی از کودکان که در عملکرد های تحصیلی موفق می شودند در پاسخ به آزمونهای معین شنوایی شکست می خوردند . سوم اینکه بازآموزی یک خرده مهارت شنوایی و ارتباط آن با بهبود وضع تحصیلی آشکارا ثابت نشده است (شهبازی ،1385)…

پژوهش دهیرش ( 1966 ) نشان داد که دو نوع آزمون ادراک شنودی کمک موثری به فراهم شاخص خواندن می کند : آزمون تمییز شنودی و پمن و تقلید آزمون نمونه های بیانی ضبط شده . لازم به تذکر است که این آزمونها فقط ادراک شنودی را مورد ارزیابی قرار نمی دهند ، بلکه سایر فراگردهای یادگیری چون حافظه گذرا را نیز اندازه می گیرند . دیکسترا[9] ( 1966 ) دریافت که پنج نوع آزمون تمییز شنوایی ، کمک موثری در پیش بینی پیشرفت خواندن می کنند : ( 1 ) تمییز بین کلمات محاوره ای که با صداهای یکسان و متفاوت شروع می شوند ؛ ( 2 ) پیدا کردن عناصر قافیه ساز در آخر کلمات ؛ ( 3 ) تشخیص تلفظ صحیح کلمات ؛ ( 4 ) بکارگیری نشانه های شنودی با نشانه های مطلب در تشخیص کلمات نا آشنا ، و ( 5 ) بازشناسی متشابهات و تفاوت ها در حروف دیگری نیز نیازمند است . تحقیق با آزمون ITPA نشان می دهد که کودکان ناتوان در خواندن در سوالات مربوطه به حافظه گذرای شنوایی و اکمال دستوری ضعیف عمل می کنند.

مطلب مرتبط :   سبک ها و استراتژی های حل تعارض

حافظه تقریبا در تمام یادگیری ها نقش اساسی را ایفا می کند . همانطور که گفته شد حافظه به قدرت ذخیره اطلاعاتی مربوط می شود که از طریق حس و ادراک آموخته می شود ؛ و نیز به توانایی بازخوانی آن اطلاعات بهنگام نیاز نیز اطلاق می گردد(علیزاده،1385)…

حرکت:

نقش حرکت در زندگی کودکان موضوع تازه ای نیست . زیرا رشد و تکامل کودک با پیچیدگیهای حرکتی او ارتباط مستقیم دارد . هر چه انسان متکامل تر می شود ، توانایی حرکتی او پیشرفته تر می گردد . در مقابل هر آنچه او  را به سوی عقب ماندگی سوق می دهد ، فقدان یا فقر حرکتی است . ( میرفتاح 1372 ).

حرکت برای هر کودکی لذت بخش است و حتی ممکن است حرکت به تنهایی برا او هدف باشد . هم چنانکه کودک از حرکت لذت می برد جهت هدفش شکل یافته تر می گردد . در طول دو دهه گذشته ، بیشتر نظریه ها و تئوریهای جدید تعلیم و تربیت به موضوع حرکت بویژه حرکت در سالهای قبل از ورود به دبستان اختصاص یافته است . این تحقیقات ، حتی نقش موثر حرکت را در مورد کودکان عقب مانده ذهنی قبل از دبستان ، تایید کرده اند . زیرا تمامی محققین معتقدند در دوره اولیه زندگی ، حرکت به عنوان یک عامل یادگیری ، تربیتی ، پرورشی ، تغییر رفتار کودکان ، دارای نقش موثری ست( میر فتاح 1372 )  .

فعالیتهای ورزشی نه تنها بر روی تواناییهای فردی و اجتماعی کودکان اثر داشته بلکه اندامها و تواناییهای آنها از جمله حس بینایی ، شنوایی ، و چشایی را نیز تقویت می کند ( میر فتاح 1372 )

رشد حرکتی

رشد حرکتی فرآیندی است که پیش از تولد، آغاز شده و در طول دوران جوانی ادامه می یابد. به نظر می رسد که زنجیره های حرکات ابتدایی به لحاظ زیست شناختی مقدر شده اند، زیرا به بلوغ فیزیولوژیک و عصب شناختی، بستگی دارند (آمزوایلگ، 1966، 1984). در مقابل، حرکات مهارتی به ترکیبی از بالیدگی، تجربه و یادگیری وابسته اند (والینا، 1984م). رشد کودکان، تحت تاثیر تعامل عوامل داخلی و خارجی قرار دارد وجود همین تمامل است که روشن می کند، چرا در رفتار و رشد کودکان اختلافات فردی وجود دارد (فیشر و فرار، 1988م).

نمو جسمانی، بالیدگی و فرآیند افزایش سن، مستلزم رشد حرکتی هستند. رشد بدن و دستگاه های مختلف آن، میتواند میزان رشد حرکتی را کنترل نماید، برای مثال هر گاه، کودک به سطح معینی از قدرت برای اجرای مهارت نیاز داشته باشد، اجرای آن موقعی عملی است که دستگاه عضلانی تا سطح مورد نیاز، پیشرفت کند. بالیدگی نیز، مستلزم رشد حرکتی است، زیرا رشد حرکتی کودکان با یکدیگر یا با معیارهای قابل قبول، مقایسه و ارزیابی میشود(نمازی زاده و اصلانخانی، 1377).

 

برخی از عوامل داخلی که در تفاوت میزان رشد حرکتی کودکان سهیم هستند عبارتند از: بلوغ و رشد زیستی (بیولوژیک) ، افزایش ظرفیت شناختی[10]، شخصیت و انگیزش. برای مثال، تغییرات جسمانی در استخوان ها، عضلات و دستگاه قلبی – عروقی باعث میشود که شخص هنگام اجرای مهارتهای ورزشی[11]، قدرت و استقامت بدنی بیشتر و مزیت مکانیکی بهتری داشته باشد (مالینا، 1984م، نوئل، 1984م). تغییرات ساختمان عصبی و بافت مغز، موجب تسریع انتقال تکانه های عصبی و گردآوری اطلاعات حرکتی میشود (توماس، 1984م، توئین، 1977م) این تغییرات، موجب واکنش عصبی سریعتر، توأم با قابلیت اجرای حرکات پیچیده تر میشود. علاوه بر اینها، هر توسعه ای در ظرفیت شناختی کودکان بالیده، اجازه می دهد که توجهشان را بر منابع و مراجع اطلاعات حرکتی مربوط، متمرکز نمایند و این امر، موجب تسهیل یادگیری حرکات و مهارت های پیچیده تر میشود (اشمیت، 1988م؛ توماس، 1984م).

شخصیت و انگیزش کودکان نیز اهمیت زیادی دارد زیرا اگر آنها در مورد مهارت هایشان، احساس رقابت کنند و از آن لذت ببرند، مجموعۀ گسترده ای از حرکات را نسبت به سایر کودکان، انجام خواهند داد. بالعکس کودکان مضطرب و آنهایی که احساس رقابت ندارند، احتمالاً از موقعیت های جدید، دوری می جویند  و بنابراین ، در مهارت های حرکتی از هم ردیفان خود عقب می افتند.

سایر عوامل خارجی عبارتند از: تغذیه، بهداشت و آمادگی جسمانی کودکانی که دچار سوء تغذیه یا بیماری یا عدم آمادگی جسمانی هستند، معمولاً به علت خستگی زودرس از تجربه کرن حرکات مختلف، محروم می مانند.

عوامل محیطی خارجی که بر رشد حرکتی اثر دارند شامل، میزان تحریکاتی است که کودک دریافت می کند. میزان تحریکات حرکتی که کودکان دریافت می دارند میتواند، رشد حرکتی آنان را افزوده یا بکاهد. بنابراین، در بعضی کودکان، تاخیر حرکتی (درنگیدگی) آنها از فقر حرکتی سرچشمه می گیرد نه از هر گونه عامل زیست شناختی. عامل مهم دیگر محیطی، مدت زمانی است که کودک بازی میکند یا نوجوان صرف بازی ها، ورزش ها و حرکات ژیمناستیکی می کند. این فعالیت ها اطمینان می بخشند که کودکان مهارتهای حرکتی را تجربه می  کنند و همچنین، باعث شناخت بدنی و کنترل (مهار) حرکتی بیشتر میشود. (علیزاده،1385)..

در تاریخ تمدن ، فیلسوفان و مربیان زیادی را می شناسیم که به اهمیت رابطه فیمابین یادگیری و رشد حرکتی آگاه بوده اند . افلاطون ژیمناستیک را در اولین مرحله تعلیم و تربیت در آموزش حاکم حکیم[12] در مدینه فاضله خود قرار داده است . ارسطو معتقد است که روح بوسیله دو عامل مشخص می شود : حس و ذهن و حدوث حرکت مکانی . اسپینوزا توصیه می کند : « بدن را پرورش دهید تا کارهای زیادی انجام دهد ؛ این امر به شمال کمک خواهد کرد تا ذهن خود را کمال بخشیده و به حد عقلانی اندیشه نایل شوید . .» پیاژه[13] ( 1936 ) به اهمیت یادگیری حسی ـ حرکتی نخستین ، به عنوان قطاعات ساختمان تکامل ادراکی و شناختی پیچیده بعدی تاکید می کند . از نقطه نظر روان شناسی عصبی ، هب[14] ( 1949 ) اهمیت یادگیریهای حرکتی اولیه را به عنوان جزء لاینفک تشکل و ساخت پذیری سلولهای عشاء مغزی تاکید می کند . توجه به رابطه میان یادگیری حرکتی و زبان و رشد شناختی در کار محققان روسی نیز نظیر لوریا[15] ( 1966 ) مشهود است . ازین رو شگفت انگیز نیست که تعدادی از تئوریهای ناتوانیهای یادگیری توجه خود را روی رشد حسی ـ حرکتی و ادراکی ـ حرکتی کودک متمرکز می کنند

مفهوم حسی ـ حرکتی به ترکیب درون داد حواس یعنی دریافت محرکات محیط و برون داد یعنی ابراز آن به صورت عمل حرکتی اشاره می کند . این فراگرد آنچه را که در نظام اعصاب مرکزی کودک رخ می دهد منعکس می کند . آدمی دارای نظام حسی ششگانه ای است که همانند کانال های مکنده ، داده های خام جهان خارج را به درون نظام ادراکی هدایت می کنند . آنها عبارتند از : بینایی ( نمود های عینی ) ، شنوایی ( آوا ) ، لامسه ( تماس ) ، احساس عضلانی ( حس حرکت ) ، بویایی ( بو ) و چشایی ( مزه و طعم ) .

برخی به اصطلاح رشد ادراکی ـ حرکتی تاکید دارند و  فراگرد سازماندهی داده های خام را از راه حواس ، تعبیر و تفسیر مفهوم آن را تحت عنوان « ادراک » مورد توجه قرار می دهند . بدین معنی که اطلاعات ادراکی به پالایش اطلاعات حسی و ادراکی ـ حرکتی نیز به کنش متقابل کانالهای مختلف ادراک با فعالیت حرکتی اطلاق می شوئد (علیزاده،1385)..

در فراگرد یادگیری حرکتی ، کانالهای درون داد متعدد حس یا ادراک با هم یگانه شده و با فعالیت حرکتی همبسته می شوند و این امر بازخوردی ( وجه مهار ) را برای تصحیح ادراکات فراهم می نماید . ازینرو ، در انجام یک فعالیت حرکتی نظیر پشتک زدن ، کودک سطحی را که روی آن ایستاده حس می کند . دارای تن آگاهی در فضاست ، وضعیت بدنش را تغییر می دهد ، تعادلش را نگه میدارد ؛ سطح تشک و دیگر اشیاء را در ارتباط با تغییر وضعیتش مورد ملاحظه قرار می دهد (می بیند )  ؛ صدای افتادن خود را در سطح تشک می شوند ، و آنگاه بدن خود را بمنظور پشتک زدن ـ به طرز معینی حرکت می دهد . در تعلیم و تربیت معمولا روی نظام های بینایی ، شنوایی ، حس حرکت و لامسه تاکید می شود ، و از آن بعنوان عملی ترین راههای رشد حسی ـ حرکتی و ادراکی ـ حرکتی سخن به میان می آید(علیزاده،1385)..  .

[1] Whole perceivers

[2] Part perceivers

[3] Entirely

[4] Entire Gestalt

[5] Dehirsch

[6] Messing

[7] Auditory scanning

[8] Flower

[9] Dykstra

[10] – Gognitive capacity

[11] – Sport skills

[12] Philosopher – king

[13] piaget

[14] hebb

[15] Luria