هوش هیجانی، توانایی افراد در تنظیم زندگی خودشون، مدیریت بقیه و رسیدن به موفقیت رو رقم می زنه. تحقیقات نشون میدن که بین هوش هیجانی و موفقیت شغلی رابطه مستقیمی هست. البته هر کسی از بدو تولد هوش هیجانی بالایی نداره، اما میشه اونو برخلاف آی کیو یا بهره هوشی، گرفت و با تمرین تقویت کنه. چه جوری می تونیم بفهمیم کسی هوش هیجانی بالایی داره یا نه؟ چیزی که در این مقاله می خونین، ۵ نشونه داشتن هوش هیجانی بالاه. این نشونها رو میشه در هر موقعیت روزمره ای خیلی آسون آزمایش کرد.

 

  • انواع عاملای هوش هیجانی
  • ۱۰ حقیقت روانشناسانه که می گه رابطه عاطفی شما چقدر دووم میاره
  • چه جوری میشه از هوش هیجانی در محیط کار استفاده کرد؟

۱. اونا بی رد، سرزنش، بهونه یا استرس، با انتقادات روبه رو می شن

یکی از نشونه های اصلیِ هوش هیجانی بالا، خودآگاهیه. خودآگاهی یعنی درک عمیقی از چیزی که ما رو به حرکت وا می داره، عصبانی می کنه، خوشحال می کنه، حوصله مون رو سر می بره یا توجه مون رو جلب می کنه. به این معنی هم هست که می تونیم خودمون، اشتباهات مون و همه چیز رو با راستی و شفافیت زیاد آزمایش کنیم. پس اگه کسائی که هوش هیجانی بالایی دارن، اشتباهی انجام دهنده شن و مورد انتقاد قرار بگیرن، در خودشون فرو نمی رن. این فقط حقیقتیه که مورد توجه قرار گرفته و بررسی شده که باید اونو تصحیح کنن.

البته همه کسائی که هوش هیجانی بالایی دارن به یک شکل نسبت به انتقاد واکنش نشون نمی دن. بعضیا همدلانه تر برخورد می کنن و از خودشون می پرسند: «اصلا چرا اون ازم انتقاد کرد؟» و به دنبال این هستن که بفهمن این انتقاد چه تأثیری بر پیشرفت روابط کاریشون داره. بعضی دیگر مثل یک مهندس مراحل با انتقاد برخورد کرده و به دنبال ریشه یابی اون هستن و تک تک مراحل رو که به خاطرش مورد انتقاد قرار گرفتن، به طور سیستماتیک جدا سازی و بررسی می کنن. اولین فکری که به ذهن این گروه می رسه اینه که: «باید بفهمم اِشکال دقیقا از کجاست؟»

مطلب مرتبط :   اعراض از مالکیت به چه معنا است؟

افرادی که هوش هیجانی بالایی دارن، صرف نظر از وجود دقیق واکنش شون، اشتباه خود رو رد نمی کنن، بقیه رو سرزنش نمی کنن، بهونهنمیارن و دچار استرس هم نمی شن.

اگه تا به حال شنیدین که کسی بگه: «فلان قانون شامل حال من نمی شه» یا «کارکرد من خیلی هم خوب بود» (وقتی واقعا نبوده)، شاهد رد هستین. بعضیا خیلی دفاعی برخورد می کنن و گارد می گیرن، یا وجودشون اون قدر حساسه که اصلا آمادگی بازخورد رو ندارن. اونا میگن: «این مشکلی نداره؛ کارکرد من واقعا خوب بوده. اگه نتیجه کار رو دوست ندارین، مشکل از خود شماس، نه من».

بقیه سرزنش می کنن. سرزنش تایید نگفته ی این موضوعه که بازخورد سازنده لازمه (یعنی نتایج مشکل داشتن)، علاوه بر اینکه تمایلی به اعتراف به هیچ اشتباه شخصی هم وجود ندارن. در برخورد با اینجور افرادی می شنوین که: «باشه، نتایج خوب نبودن، اما اگه می خواید بدونین مشکل از کجاست، با حسابداری صحبت کنین که چرا پیش از مهلت مقرر، اطلاعات درستی به تیم من ندادند».

بهونه آوردن واکنش عادی دیگری در بین کسانیه که هوش هیجانی پایینی دارن. بهونه یعنی پذیرش نتایج ناقص، علاوه بر پذیرش تقصیر همراه با بیان عواملی که هیچ آدم نرمالی نمی تونسته بر اونا غلبه کنه. در بهونه تراشی، برخلاف سرزنش کردن، شخص یا مجموعه دیگری داخل مهلکه پرتاب نمی شه، بلکه امکانات، فرایندها، سیستمای تلفنی و مثل اینا هستن که مقصر دانسته می شن.

در آخر به استرس می رسیم. اینجا، کارکرد ناقص و مسئولیت اون به عهده گرفته می شن، اما شخص مورد نظر آمادگی گذر از اون و بهبود کارکرد آینده خود رو نداره. افرادی که دچار استرس هستن اینجور جملاتی رو به زبون میارن: «امکان نداره این کار رو به موقع تموم کنیم» یا «قبلا هم سعی کردیم این رو درست کنیم، ولی نشد».

۲. اونا ذهنی باز دارن

سطح بالای خودآگاهی، به افرادی که هوش هیجانی بالایی دارن، اجازه می ده بی واکنش به قضاوتا، به حرف بقیه گوش کنن. اونا ایده های بقیه رو فقط به این خاطر که با دیدگاه های خودشون متفاوت هستن، به طور خودکار رد نمی کنن. پس وقتی مشکل، مسئله یا چالشی واسه دور و بریا شون پیش میاد، یا اینکه فقط به دنبال گوش شنوایی هستن، به این افراد مراجعه می کنن. البته اونا تموم طول روز رو مشغول حرف زدن یا تحمل غُرغُرهای آدمای منفی باف نیستن، بلکه توانایی کمک به بقیه واسه حل سریع مشکلات رو دارن.

مطلب مرتبط :   افراد موفق آخر هفته‌ خود را چگونه می‌گذرانند

۳. اونا شنوندهای خوبی هستن

خوب گوش دادن نیازمند ساختار پیشرفت یافته ایه که بتونه حقایق رو از تفاسیر، واکنشا و منظورها جدا کنه. کسائی که هوش هیجانی دارن، می تونن هیجاناتی که تواناییِ گوش دادن اونا رو تحت اثر منفی قرار میدن، شناسایی کنن. اونا روی تقویت تواناییِ جدا کردن خودشون از اون هیجانات کار کردن، پس می تونن فکری باز داشته باشن و چیزی که رو واقعا گفته می شه، .

۴. اونا حقایق رو رنگ نمی کنن

هوش هیجانی لازمه تشخیص هیجانات در بقیه هم هست، اما این دیگر آگاهی به معنای نبود بیان حقیقت یا استفاده از ترفندهایی واسه تلطیفِ بازخورد نیس. کسائی که هوش هیجانی دارن، میدونن که شنیده شدن پیامای سخت چقدر مهمه. البته شاید صراحتی رو که باعث تموم شدن گفت وگو شه از طرف مقابل نشنوید، اما پیام واضحی رو در بین حرف هاش خواهید شنید که می تونه چیزی مثل به این باشه: «می خوام با تو رُک باشم. باید بدونی این رو به خاطر خودت می گم. چون اگه این مسئله رو درست نکنی، موقعیت شغلی ات اینجا به خطر خواهد افتاد.»

۵. اونا وقتی اشتباه کنن، عذرخواهی می کنن

کسائی که هوش هیجانی بالایی دارن وقت مهم خود رو صرف اثبات درستی کارشون نمی کنن، اونم وقتی میدونن که اشتباه بوده. اونا به جای اینکه به دنبال بهونه باشن، عذرخواهی آسون و صمیمانه ای می کنن و به سرعت به راه خود برمی گردند. چیزی مثل به این: «متاسفم! خراب کردم و کلمه هایی استفاده کردم که مناسب نبودن، اما قصدم این نبود. حالا می خوام از نو تلاشم رو بکنم».

نشونه های زیادی واسه داشتن هوش هیجانی بالا وجود دارن. اما این ۵ نشونه به شما کمک می کنن چیزی که هر روز در محل کار می ببینن رو به بوته ی آزمایش بذارین و ببینین شخص مورد نظر هوش هیجانی بالایی داره یا نه.




Comments (0):

Write a comment: