استرس و دیابت

در میان پژوهش‌های فراوانی که در سال‌های اخیر پیرامون سبب شناسی، سیر، پیش آگهی و درمان دیابت انجام شده است، عوامل روان شناختی مورد توجه خاص قرار گرفته اند. از جمله عوامل روان شناختی که مورد توجه پژوهشگران این حوزه قرار گرفته اند، می توان به استرس (فشار روانی) اشاره کرد. استرس می تواند باعث افزایش میزان افسردگی، کاهش رضایت شغلی، نقص در ارتباطات فردی و حتی افکار خودکشی شود(وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، 1383).از طرفی دیابت، یک منبع استرس برای افراد مبتلا به این بیماری است استرس ناشی از دیابت علاوه بر اثرات سوءجسمی، اثر منفی روانی نیز دارد. از عمده ترین این اثرها می توان به افسردگی اشاره نمود. رگنار(1385) معتقد است که به طور کلی به نظر می‌رسد ابتلا به دیابت، منبع استرس، اضطراب و نگرانی زیادی برای این بیماران و خانواده‌های آنان به همراه دارد.

بخشی پور رودسری (1386) معتقد است که اضطراب و استرس از اختلال‌های شایع در بیماران دیابتی است.استرس، موضوع مهم امروز در فرهنگ کشورهای پیشرفته و جوامع صنعتی است. فراگیر بودن آن از آن روست که مردم می‌خواهند به گونه ای مؤثر با استرس برخورد کنند تا زندگی طبیعی و لذت بخشی داشته باشند.

گریکسبی و اندرسون (2002) عنوان نمودند افسردگی و اضطراب در بیماران دیابتی بسیار شایع است وشیوع افسردگی حدود 2 برابر جمعیت عادی است. اضطراب که همبودی بالایی با افسردگی دارد، از دیگرمشکلات روانشناختی شایع همراه دیابت است. در برخی پژوهش‌ها مشخص شده است که نشانه‌های ترس اضطراب و میزان شیوع اختلال‌های اضطرابی به خصوص اضطراب منتشر و هراس ساده در بیماران دیابتی، بیش از افراد عادی است.

افسردگی در بیماران مبتلا به دیابت می تواند با بی ­­اشتهایی، ایجاد بی ­نظمی در رژیم غذایی یا نپذیرفتن تزریق انسولین از طرف بیمار همراه شود و در نتیجه درمان و کنترل دیابت را دشوار سازد (مدهو وسریدهار، 2005). این موضوع در یک چرخه ی معیوب، باعث تشدید مشکلات هیجانی فرد از جمله استرس، افسردگی و اضطراب می شود. بیماری دیابت به عنوان یک بیماری مزمن که دارای عوارض زودرس و دیررس می باشد، دارای اثرات روانی- اجتماعی مربوط به خود بوده (کوکس،1992به نقل ازجواهرزاده،1374) و می تواند مشکلاتی را در سیستم شناختی بیماران به وجود آورد، به ویژه اگر همراه با اضطراب باشد. به نظر می‌رسد که مشکلاتی را می‌توان برای این تداخل در نظر گرفت، مزمن بودن بیماری که به گونه‌ای اجتناب ناپذیر با تغییر زندگی بیماران رابطه دارد. این تغییر ممکن است شامل کنترل رژیم غذایی، گوش به زنگ بودن برای بازگشت نشانه‌ها، تغییر در فعالیت‌های روزمره یا به طور کلی محدودیت در شیوه زندگی شود. همچنین غیرقابل علاج بودن بیماری و احتمال بروز عوارض شدید و کوتاه شدن طول عمر می‌تواند به عنوان عواملی به شمار رود که در سیستم شناختی آنان مشکلاتی را ایجاد نماید و در نتیجه عواطف و هیجانات آنها دچار بی نظمی و اختلال شود بلاک برن(1387). رابطه بیماری دیابت با افسردگی، پژوهش حاضر نشان داد که میزان افسردگی نیز در بیماران دیابتی بیشتر از افراد گروه کنترل است. به عبارتی بیماری دیابت می‌تواند موجب افسردگی شود. افسردگی نیز یک واکنش شایع در بیماری‌های مزمن است، و در حدود یک سوم این نوع بیماران بستری دست کم نشانه‌های متوسط افسردگی را گزارش می‌کند.

مطلب مرتبط :   مفهوم دلهره در فلسفه کی­یرکگور

از دیدگاه سلیه، استرس واکنش نامشخص بدن نسبت به توضیحات و خواسته‌هایی است که از یک شخص انتظار می‌رود. به عبارت دیگر، استرس مجموعه تغییرات انطباقی است که بدن فرد برای کمک به اوجهت تطبیق خود با انواع موقعیت‌های اجتماعی، سیاسی و محیطی ارائه می‌دهد (کوپر، راسل، کاسیس، گیورگ[1]، 1994). همچنین استرس به موقعیت درونی فرد اطلاق می‌شود که تهدیدی را نسبت به وضعیت جسمی و یا آرامش روانی خوداحساس کرده باشد (قاسم‌زاده، 1376).

پاسخ بدن به استرس ممکن است به صورت جنگ یا گریز باشد و تکرار استرس می‌تواند موجب نقص درپدیده تنظیمی هیپوتالاموس و کنترل موثر هورمونی از طریق بازخوردها میسر شود این امر منجر به تغییرات عملکردی متعددی درسطوح مختلف سلولی، عضوی و سیستمی و در نهایت بیماری‌های گوناگون می شود.

هرگاه صحبت از استرس درانسان به میان می آید حتما باید توجه داشت که آنچه بیش از کیفیت استرس اهمیت دارد روشهای مقابله با آن است که از فردی به فرد دیگربسته به شرایط و ساختار روانشناختی انحصاریش متفاوت است. مفهوم مقابله به عنوان تلاشهای شناختی و رفتاری به منظور تسلط یافتن بر موقعیت­های تهدیدآمیز نظیر چالش­های ناشی از بیماری تعریف شده ست (تانکی، موسابک، 2008 و فیپس، 1373). مقابله اغلب به تلاش و کوشش‌هایی گفته می‌شودکه در جهت حل کردن مشکلات دربعضی موقعیت‌ها و برای سازش دادن فرد با گرفتاری‌ها و فشارهای وارده صورت می‌گیرد (بگران،ابراهیمی و سنایی، 1388). روش‌های مقابله‌ای به تلاشهای رفتاری در جهت اصلاح، به حداقل رساندن،کاهش دادن، تحمل کردن، تسلط یافتن بر صدمات داخلی و خارجی گفته می‌شود (بیات، 1388). بیماری بحرانی است که روشهای مقابله ای رابه خطر می‌اندازد. تمام بیماری‌های حاد و مزمن عملکرد اساسی فرد را درگیر کرده بنابراین شیوه‌های مقابله ای در فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد (فیتزگرالد، 2000؛ لیوز، 2005). بیماران مبتلابه بیماری‌های مزمن و خانواده‌های آنها نه تنها از جهت مراقبت جسمانی از بیماری و تغییرشیوه زندگی باید مهارت‌های خود را توسعه دهند،بلکه بایدبا پیامدهای روانی و اجتماعی ناشی ازبیماری نیزمقابله کنند (فینال و آندرسون، 2004). لازاروس و فولکمن دو شکل کلی از رویارویی را بیان نموده‌اند که شامل رویارویی مساله مدار وهیجان مدار می باشد. مقابله مساله مدار در حقیقت شامل تلاشهای هدفمند برای کنترل و تغییر منبع پریشانی می باشد. مثل فردی که در موقع ناراحتی، فعالیت یا سرگرمی جدیدی برای خود می‌یابد. مقابله هیجان مدار شامل تلاش‌هایی برای تعدیل شناختی واکنش‌های هیجانی در موقعیت‌های استرس زا می‌شود. مانند فردی که در مقابل استرس الکل مصرف می‌کند و یا ساعات و اوقات بیشتری را برای خود خیال پردازی می‌کند (هب فول، 1988).

مطلب مرتبط :   سبکهای تفکّر والدین

رابطه استرس با دیابت

استرس و فشارهای روحی باعث بالا رفتن قند خون می‌شوند. گاهی اوقات این مسئله بر اثر تأثیر مستقیم هورمون استرس ایجاد می‌شود و گاهی اوقات به این علت که استرس باعث پرخوری افراد و کم شدن فعالیت فرد می‌شود، سبب افزایش قند خون می‌گردد. این موضوع در مورد کسانی که دیابت دارند به اثبات رسیده است. بنابراین به نظر می‌رسد اگر قند خون شما غالباً از حد طبیعی بالاتر است (اما هنوز به اندازه ای بالا نیست که دیابتی شناخته شوید ) استرس می‌تواند قند خون شما را به اندازۀ مقدار قند خون افراد دیابتی بالا ببرد. بنابراین استرسهای مرتبط با مسائل جدی زندگی نظیر مرگ کسی که دوستش دارید یا از دست دادن شغل می‌تواند نقش مهمی در ایجاد دیابت داشته باشد. اگرچه افرادی که قند خون شان از حد طبیعی بالاتر است (پیش دیابت) نهایتاً به علت افزایش مقاومت به انسولین یا کاهش تولید انسولین به دیابت مبتلا می‌شوند، اما استرس نقش بسیار مهمی ‌در تسریع این موضوع داردو دیابت می‌تواند پیامد وحلقه نهایی چرخه استرس-دیابت باشد. استرس، کنترل قندخون دربیماران دیابتی بسیار حساس بوده وواکنش افراطی به استرس نشان می‌دهند و این واکنش هیجانی به استرس می‌تواند باعث ترشح هورمون‌هایی شودکه سلامت فردرا به خطر می‌اندازد. بیماران دیابتی در مقابله با عوامل استرس زا از واکنشهای هیجانی استفاده می کنند مانندغم و اندوه، خشم، شک و بی اعتمادی و کناره گیری که بیماری آنها را تشدیدمی کند و باعث ایجاد سبک زندگی نارضابت مندی می شود.

[1]. cooper & russel& GEORG