آموزش ضمن خدمت در سایر کشورها

آموزش ضمن خدمت در مفهوم سنتی، که به معنای انتقال مجموعه ای از مهارتها و فنون به شکل استاد- شاگردی است، سابقه بسیار طولانی دارد(یونسکو[1]، 1988). آنچه موجبات توجه بنیادی به آموزش ضمن خدمت به مفهوم جدید را ایجاد و تسهیل کرد، گستره تغییر و تحولاتی بود که دستاوردهای مهمی بخصوص در قلمرو فناوری به همراه داشت. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که توجه به نارسایی های آموزش ضمن خدمت سنتی و لزوم تجدید ساختار آموزش کارکنان امری است که عموماّ با انقلاب صنعتی پا گرفت وپس از آن توسعه یافته است.

علاوه بر این، انقلاب علمی و فنی که از اوایل قرن بیستم آغاز شد، تاثیر عظیمی بر تمام ابعاد زندگی اجتماعی گذاشت و تغییر و تحولات عمیقی را در زمینه اقتصاد، فناوری و علوم به ارمغان آورد. این تغییر وتحولات نیازمند آن بود که آموزش وپرورش به معنای اعم، و آموزش نیروی انسانی به معنی اخص مورد تجدید نظر قرار گیرد. توسعه اقتصادی نیازمند کارگران آموزش دیده بود. با وجود این، آموزش و پرورش در این دوران به طور عمده معطوف به تحصیلات ابتدایی بوده است، زیرا قبل از این شرایط، به کارگرانی که دارای تحصیلات عالی باشند، نیاز اندکی وجود داشت وحتی مشاغل نیز پیچیدگی معاصر را نداشتند. معمولا صنعتگران بر صنایع حکمفرما بودند و در ممالک توسعه یافته نیز این افراد رموز صنعتی را برای خود حفظ میکردند و آنچه را در کوران تجربه آموخته بودند از نسلی به نسل دیگر منتقل میکردند (یونسکو، 1989) طبیعی است در چنین شرایطی تحصیلات رسمی ابتدایی برای ورود به مشاغل کافی بود و آموزش های ضمن خدمت نیز با ماهیت استاد- شاگردی می توانست افراد را با مهارتهای مورد نیاز آشنا سازد.

در قرن نوزدهم عکس وضعیت حاضر اتفاق افتاد. دهه های بعد گواهی بودند بر تغییرات بنیادی کمی و کیفی. انقلاب علمی و فنی در تاریخ انسان با توجه به میزان اکتشافات و ابداعاتش بی سابقه بود. این امر تا بدان حد بود که نوآوری های فناوری دیروز در موزه اشیاء کهنه و منسوخ امروز به نمایش در می آمد

( همان).

صنعت خودکار شد و بر رایانه ها، رباط ها، بیوتکنولوژی و شیوه های جدید ذخیره انرژی مبتنی گشت بدین ترتیب در قرن بیستم حمل ونقل و ارتباطات بهبود یافت و علم وفناوری مبدل به یک مسئله
بین المللی گردید؛ زیرا اگر کشفی در یکی از کشورها صورت می گرفت، به سرعت در سایر کشورها استفاده می شد.

تجدید ساختار اقتصادی که به وسیله انقلاب عملی و فنی ایجاد شده بود،به تحولات قابل ملاحظه ای در مشاغل، فنون وآموزش نیروی انسانی منتهی گردید. در1960تعداد  افراد تحصیل کرده در شوروی 3545000 نفر بوده است که در مشاغل مختلف مشغول به کار بوده اند، در 1970 در ایالات متحده آمریکا از هر هفت کارگر، یک نفر مدرک دانشگاهی داشته است و بدین ترتیب به تدریج دارا بودن تحصیلات عالی از مهمترین مشخصه ها و شرایط اشتغال در مشاغل گوناگون( در کشورهای چکسلواکی، فرانسه، آلمان ،ژاپن و سایر کشورهای توسعه یافته ) گردید (هس، 1989).

تداوم روند استخدام کارگران و افراد ماهر و (دارای تحصیلات عالی) ، به تدریج استفاده از کارگر ماهر در بخش های مختلف اقتصادی را تقویت نمود و آموزش نیروی انسانی در ضمن کار ضرورت گرداند.در گذشته فوت و فن اجرای کارها به طور خود به خودی و سنتی و عمدتاً از پدر به فرزند منتقل می شد و دلیل این امر آن بود که ابزارها و وسایل مورد استفاده در مشاغل مختلف  به وسیله خود افراد و صنعتگران ساخته می شد. اما تولیدات جدید، دیگر ارتباطی به صنعتگران سنتی نداشت و به همین دلیل دیگر
تجربه ای وجود نداشت که از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. به این ترتیب آموزش نیروها جانشین آموزش خود به خودی و سنتی شد.

مطلب مرتبط :  

روند استفاده از نیروهای ماهر و تلاش برای بهنگام سازی آنان در زمینه هایی نظیر کشاورزی، آموزش و پرورش، خدمات پزشکی، فرهنگی، اداری و مانند آن به وجود آمد. در این جریان برخی از مشاغل سنتی و بدنی به کلی از بین رفتند و برخی دیگر بسیار  محدود شدند، اما نتیجه عبارت بود از اینکه آموزش خود به خودی مهارتها و فنون جایگاه خود را به آموزش سازمان یافته قبل از خدمت و مهارت آموزی ضمن کار بسپرد.                                                                                                                                 

همان طور که ملاحظه می شود جرقه اصلی توجه به آموزش نیروی انسانی از زمان موج پیشرفت های عظیم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت، اگر چه ریشه آن در دهه ها و قرون قبل یافت می شود. این تحولات نه تنها شرایط لازم برای ورود به مشاغل مختلف را دگرگون ساخت، بلکه موجب شد بخشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی مدارک تحصیلی بالاتری را شرط ورود به مشاغل قرار دهند(ورودهال[2]، 1374).

آموزش نیروی انسانی در ضمن کار نیز مورد توجه خاص قرار گرفت. بررسی سیر تحول سازمانها در ممالک توسعه یافته نیز بر این ادعا صحه می گذارد که رمز موفقیت این سازمان ها، توجه ویژه  به تحصیلات، بازآموزی و آموزشهای تخصصی در حین کار بوده است. بنابراین در قرن بیستم آموزش ضمن خدمت در بسیاری از ممالک توسعه یافته شکل گرفته، در نیمه دوم نهادینه گردید. اینک برخی از تحولات در این زمینه در کشورهای مختلف جهان را مرور می کنیم.

در کشور انگلستان آموزش ضمن خدمت به طور جدی در اواسط قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت، اما قبل از آن و در قرن نوزدهم تشکیلاتی تحت عنوان (( معلمین سازمان یافته )) به وجود آمد. این تشکل در ابتدا به طور سیار، وظیفه آموزش ضمن خدمت معلمان را بر عهده داشت و به تدریج فعالیتهای خود را توسعه داد و سمینار ها و کنفرانس های آموزشی را برای کارکنان آموزش و پرورش تشکیل داد (کریم زاده، 1372).

در این کشورها در 1944 برای اولین بار آموزش ضمن خدمت کارکنان به طور سازمان یافته مورد توجه قرار گرفت. در این زمان سازمانی تحت عنوان (( اداره کل کارآموزی و آموزش )) وابسته به وزارت خزانه داری تشکیل شد و آموزش کارکنان در این وزارتخانه را بر عهده گرفت.  با این حال در این کشور همانند بسیاری دیگر ممالک  توسعه یافته تا 1960 آموزش ضمن خدمت فاقد انسجام و هماهنگی لازم بود. اما پس از آن در اغلب بخش های اقتصادی  و اجتماعی از جمله آموزش و پرورش ، آموزش ها نظامدار گردید. به این ترتیب در قلمرو آموزش و پرورش در دهه 1960 کلیه معلمان تحت آموزش ضمن خدمت قرار گرفتند و روند مشابهی در دهه های آینده در سایر بخشها نیز به وقوع پیوست(ابطحی ، 1366).

در کشور فرانسه ، آموزش ضمن خدمت کارکنان در 1946 مورد توجه جدی قرار گرفت. در این سال موسسه ای تحت عنوان (( موسسه امور اداری )) تشکیل شد و عهده دار امور مربوط به تهیه و تدوین و اجرای برنامه های آموزشی در سطح سازمانهای دولتی گردید. هدف اساسی این موسسه ، بهبود بخشیدن به خدمت دولتی و اصلاح کیفی آنها بود.

در زمینه آموزش و پرورش نیز اقدامات وسیعی برای آموزش نیروی انسانی در این کشور صورت پذیرفت. این کشور از 1960 آموزش نیروی انسانی آموزش و پرورش  را مورد توجه قرار داد و در 1975 بر اساس مصوبات قانونی، آموزش نیروی انسانی را در مراکز مختلف از جمله دانشگاه ها توسعه داد.

در کشور ایالات متحده آمریکا، آموزش ضمن خدمت کارکنان از 1949 مورد توجه ویژه قرار گرفت و بخصوص در نیمه دوم قرن بیستم  از توسعه روز افزونی برخوردار شد. به این اعتبار در آموزش و پرورش در دهه 1960 بخش عظیمی از نیروی انسانی تحت پوشش آموزش های ضمن خدمت قرار گرفتند. به همین سان در بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی و آسیایی ، آموزش ضمن خدمت کارکنان از دهه 1960توسعه و گسترش یافت . داده های موجود درباره آموزش نیروی انسانی بخش آموزش و پرورش کشورهای مختلف جهان نشان می دهد که ( همان):

  • در یوگسلاوی سابق براساس قانون 1958 آموزش ضمن خدمت معلمان متوسطه اجباری گردید.
  • در کشور آلمان ، 1968 آموزش ضمن خدمت معلمان مورد توجه قرار گرفت.
  • فنلاند در 1965-1966 بیش از 6 درصد معلمان خود را تحت پوشش آموزش های ضمن خدمت قرار داد.
  • ایرلند شمالی در 1966 آموزش ضمن خدمت را برای معلمانی که فاقد گواهینامه صلاحیت تدریس در مدارس بودند ، اجباری کرد.
  • در ژاپن پس از 1974 بر اساس توصیه شورای مرکزی آموزش و پرورش وزارت آموزش و پروش تصمیم گرفت دوره های ضمن خدمت را برای بالا بردن صلاحیت علمی و تخصصی کارکنان دایر کند.
  • کشور دانمارک از دهه 1960 بخصوص در سال های پایانی آن آموزش ضمن خدمت معلمان را تحت پوشش قرار داد.
مطلب مرتبط :   نمونه جشنواره تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

علاوه بر تلاش های ملی برای آموزش ضمن خدمت کارکنان در دهه 1960 ، در این دهه و دهه های بعد، سمینارها و اجلاس های بین المللی و فرا ملیتی تشکیل گردید که موضوع های آنها حول محور آموزش ضمن خدمت کارکنان آموزش و پرورش بود.

2-2-4-3    آموزش ضمن خدمت در ایران

در ایران نیز همانند بسیاری از ممالک، آموزش ضمن خدمت به صورت استاد- شاگردی از گذشته وجود داشته، ولی آموزش ضمن خدمت نیروی انسانی به شیوه امروزی و به صورت موسسه ای تا اواسط دهه 1310 مطرح نبوده است. با وجود این، داده های موجود حاکی از آن است که قبل از این دهه و در
دهه های قبل آموزش کارکنان به صورت موردی و پراکنده وجود داشته است.

بر اساس اطلاعات موجود، در 1314 در راه آهن، مرکزی تحت عنوان ((هنرستان فنی راه آهن)) تاسیس شدو سپس در1318 آموزشگاهی در وزارت پست و تلگراف و تلفن آغاز به کار کرد. این جریان با تاسیس مراکز آموزشی در شرکت ملی نفت، بانک کشاورزی و سایر موسسات و سازمان ها دنبال شد. سپس در گمرک و وزارت دارایی نیز تلاش هایی برای آموزش ضمن خدمت صورت پذیرفت و آموزش هایی در زمینه وظایف شغلی به کارکنان ارائه شد. از 1327 آموزش ضمن خدمت کارکنان در قلمرو فعالیت های دولت قرار گرفت و وزارتخانه های مختلف دوره ها و برنامه های آموزشی مختلفی را به تناسب نیاز و به صورت موردی به مرحله اجرا گذاشتند.

در 1342 با تاسیس شورای عالی اداری کشور، آموزش ضمن خدمت و تربیت نیروی انسانی وضعیت بهتری پیدا کرد. این سازمان در مقام یک سازمان مشورتی و استادی، متولی راهنمایی مسئولان آموزش کلیه سازمانهای دولتی شد وبرنامه هایی را نیز اجرا کرد. در 1345 همگام با قانون جدید استخدام کشوری، آموزش ضمن خدمت نظم وانسجام بیشتری یافت. بر اساس فصل چهارم قانون استخدام کشوری 1345، وزارتخانه ها و سازمان های دولتی مکلف شدند که به مسأله آموزش کارکنان بپردازند. به موجب این قانون برنامه های آموزشی سازمانها باید قبل از اجرا به تصویب سازمان امور اداری و استخدامی کشور برسد. بدین ترتیب کلیه امور مربوط به آموزش کارکنان به منظور هماهنگی و کیفیت بیشتر در سازمان امور اداری و استخدامی متمرکز گردید. بر اساس این قانون، و به موجب تبصره 3 آن، سازمان امور اداری و استخدامی کشور مکلف گردید موسسه ای برای آموزش مدیریت و فنون اداری مستخدمین دولت تاسیس کند. پس از آن با تشکیل واحد ها و مراکز آموزشی ضمن خدمت کارکنان در سازمان ها و وزارتخانه ها، برگزاری دوره های کوتاه مدت و سپس بلند مدت توسعه یافت.

[1] UNESCO

[2] ward hall